فراشناخت در رفتارهای اعتیاد آور

فراشناخت در رفتارهای اعتیاد آور

مرکز کمپ ترک اعتیاد فرمانیه برای کسانی که می خواهند درباره فراشناخت در رفتارهای اعتیاد آور دانش خود را افزایش دهند مطلبی کامل که تمام جوانب آن و نسبیت آن به بیماری اعتیاد و کاربردی که در کمپ ترک اعتیاد دارد تهیه کرده و در اختیار شما قرار داده است. شما می توانید با خواندن این مطلب، به صورت کامل درکی از فراشناخت در رفتارهای اعتیاد آورد و استفاده آن در کمپ های ترک اعتیاد پیدا کنید که ممکن است در مواقعی دور از بحث اعتیاد در برخی مسائل بسیار کمک رسان باشد و بتواند به شما کمک کند. همینطور شما میتوانید از این آموزش که نقش خانواده در تربیت نوجوانان و پیشگیری از اعتیاد آنها را برای شما توضیح می دهد را نیز مشاهده کنید.

 

نکات مهم این مقاله در حوزه ترک اعتیاد

 

چکیده مطلب:

پیش زمینه: در طول بیست سال گذشته، نظریه فراشناختی، چارچوب جدیدی را در قالب مدل اجرایی نظارتی خود (S-REF) برای مفهوم اختلال روانی ارائه داده است (ولز و متیوس، 1994، 1996). مدل S-REF میگوید که دشواری روانشناختی به دلیل وجود سبک های نا کارآمد مقابله  پابرجا می ماند (مثلا تفکر و سرکوب تفکر پیشرفته) که در نتیجه اعتقادات فراشناختی فعال و حفظ می شود.
هدف: این مقاله مدل S-REF و کاربرد آن در رفتارهای اعتیاد آور را با استفاده از فرمول فراشناختی سه گانه توصیف می کند.
بحث: شواهد موجود از مولفه های شکل گیری فراشناختي سه گانه بررسی شده و پيامدهاي باليني براي استفاده از درمان فراشناختي در رفتارهاي اعتیاد آور توصیف شده اند.

 

1- فراشناخت در روانپزشکی و کاربرد آنها در کمپ ترک اعتیاد

مدل عملکرد اجرایی خودتنظیمی: اصطلاح «فراشناخت» که اغلب به تحقیق جان فلاول (1979، 1987) مربوط است، می تواند به طور گسترده ای به عنوان دانش و فرآیندهای شناختی تعریف شود که در ارزیابی، کنترل یا نظارت بر تفکر دخیل است. نظریه و تحقیق درباره فراشناخت در روانشناسی توسعه ای بوجود آمده است و در طول 40 سال گذشته در زمینه های مختلف از قبیل پیری، آموزش، روانشناسی قانونی، حافظه و روانشناسی عصبی بکار برده شده است (دانلوسکی ومتکالفی، 2009؛ نلسون و نارنس، 1990؛ پینتریچ، 2000). اخیرا، درنتیجه تحقیقات آدریان ولز و همکارانش، فراشناختی در مفهوم سازی و درمان اختلال روانی کاربرد دارد. ولز و متیوس (1994، 1996) یک مدل چند مرحله ای عملکرد اجرایی خود (S-REF) (ارائه شده در شکل 1) را پیشنهاد کرده اند تا شناخت ناکارآمد را در اختلال روانی نشان دهند. ویژگی های جدید این مدل عبارتند از:

 

  • شناسایی مجموعه ای از فرآیندها و ساختارهای متعارف
  • مدل سازی شناخت در یک معماری شناختی صریح
  • تاکید بر تأثیرات پرفراز و نشیب یا استراتژیک در فرآیند تعصب
  • نقش صریح تعیین شده برای  اعتقادات فراشناختی در پایه سبکهای مقابله ای که منجر به پریشانی روانی می شود.


در شکل 1، معماری شناختی مدل S-REF به عنوان سه سطح تعاملی ارائه شده است. سطح اول شامل یک شبکه پردازش مبتنی بر محرک ها که در کمپ ترک اعتیاد فرمانه بسیار درباره آن بحث شده است که ماورای هوشیاری آگاهانه فعالیت می کند و باعث ایجاد فرایندهایی می شود که به آگاهی نفوذ می کنند. نمونه هایی از این فرایندها عبارتند از: عاطفی (مانند احساس اضطراب)، شناختی (مثلا افکار منفی) و نفوذ های اجتماعی (مثلا درد). سطح دوم شامل S-REF، سیستم پردازش آنلاین داوطلبانه و آگاهانه میشود که هدف آن حفظ خودتنظیمی شناختی در پاسخ به نفوذ است. هدف پردازش S-REF، کاهش اختلاف بین وضعیت مطلوب و فعلی است. در شرایط انطباق، فعالیت S-REF زمان کوتاهی را در بر میگیرد که فرد سبک های مقابله ای را انتخاب میکند که به طور موثر با اختلاف در ارتباط است. با این حال، در تنش روانی فرد قادر به حل اختلاف با توجه به سبک های مقابله با ناکارآمدی است که منجر به تداوم فعالیت S-REF می شود.

 

فراشناخت در رفتارهای اعتیاد آور 1


آغاز و پایان فعالیت S-REF تحت تاثیر پردازش اتوماتیک سطح اول (به عنوان مثال نفوذ مربوط به علائم بدن) و سطح سوم مدل قرار میگیرد: دانش فراشناختی. دانش شناختی به عنوان اطلاعات و باورهای شناختی شناخته می شود و محتوای آنها  میتواند منفی یا مثبت باشد(به عنوان مثال "نگرانی به من کمک خواهد کرد تا مقابله کنم" و "برخی افکار خطرناک اند") و برنامه های عمومی برای هدایت شناخت میباشد. ولس و متیوز (1994) استدلال می کنند که یک سبک تفکر خاص نکته کلیدی اختلال روانی است؛ سندرم تخیل شناختی (CAS).این سندروم CAS شامل انواع سبک های مقابله ای از جمله تفکر توسعه یافته (مثلا تمایل به فکر کردن، نشستن و نگرانی)، نظارت بر تهدید، سرکوب افکار و اجتناب است که اثرات متضادی بر خودتنظیمی و کاهش اختلاف دارد. با توجه به مدل SREF، CAS مشکل ساز است زیرا باعث می شود افکار و احساسات منفی همچنان ادامه یابد و منجر به شکست در اصلاح باور های فراشناختی نامطلوب و حل صحیح کشمکشهای درونی شود. مدل S-REF  بر اهمیت فرآیندهای تولید، نظارت و حفظ تجارب نفوذی و نه بر محتوای چنین تجربیاتی تمرکز دارد(ولز، 2009). در پراکندگی روانشناختی، انتخاب و اجرای شیوه های مقابله ای بر اساس باورهای فراشناختی، توجه به اطلاعات مرتبط با اضطراب (مثلا تهدیدات محیطی) را مورد توجه قرار می دهد. این به طور معمول یک چرخه حیرت انگیز را ایجاد می کند که یک طرح نادرست (CAS) به طور مداوم برای رفع فرآیندهای ارزیابی شده به عنوان ناراحتی مورد استفاده قرار می گیرد، اما یک راهبرد موفق به دست نمی آید. با گذشت زمان، ترکیب اجرای همان طرح  منجر به ایجاد یک اختلال درونی می شود که بطور کلی با ارزیابی های منفی نسبت به سبک های مقابله ای انتخاب شده و تجربیات درونی مشخص میشود.


مدل S-REF؛

  • منجر به توسعه اشکال خاص اختلالات و درمان ها برای افسردگی  (ولس، 2009)
  • اختلال اضطراب عمومی (ولس، 1995)
  • اختلال وسواس فکری(ولس، 2000؛ ولس و متیوز، 1994)
  • اختلال استرس پس از تراموا (ولس، 2000؛ ولس و سمبی، 2004)
  • اختلال اضطراب اجتماعی شده است(کلارک و ولس، 1995)

 

درمان فراشناختی (MCT) ،نوعی درمان روانشناختی مبتنی بر مدل S-REF، در طی یک سری مطالعات برای هر یک از این اختلالات مورد بررسی قرار گرفته است و نتایج اولیه نشان دهنده نتایج بهتر در درمان رفتاری شناختی است (نورمن، ون امریک و نجم الدین، 2014؛ ولس، 2013).

 

2- استفاده از مدل S-REF در رفتارهای اعتیاد آور

اسپادا و ولس (2009) و اسپادا، کاسلی و ولس (2013)  مدل S-REF را در مورد رفتارهای اعتیاد آور بکار برده اند  (لیست زیر). در فرمولاسیون آنها، CAS و باورهای فراشناختی در سه مرحله زمانی از اپیزود رفتار اعتیادآمیزقرار میگیرند: پیش از تعامل، تعامل، و پسا تعامل . آنچه در ادامه می آید یک شرح از این مراحل مختلف در استفاده از نیکوتین است.در مرحله پیش از تعامل، به شکل آرزوها، تصاویر، حافظه ها یا افکار به وجود می آید که S-REF و باورهای فراشناختی مربوطه  را جهت پیشبرد سبک ارزیابی و مقابله با آن  فعال کنند. اعتقادات فراشناختی مثبت مانند "فکر کردن به داشتن یک سیگار باعث می شود من احساس خوبی داشته باشم" و اعتقادات فراشناختی منفی مانند "من نمی توانم افکار سیگار کشیدنم را کنترل کنم"،فرایند تداوم پردازش درون داد را فعال میکند و تلاش برای سرکوبی آنها (CAS) منجر به تشدید  تأثیر منفی و اشتیاق میشود.در نتیجه فرد سیگاری بیشتر سیگار مصرف میکند تا این احساسات تعدیل شده و از اختلاف فزاینده بین وضعیت فعلی و وضع مورد نظر رهایی یابد.
 

  • محرک
  • 1- عقاید فراشناختی منفی درباره نیاز به کنترل عقاید 2- عقاید فراشناختی مثبت درباره تفکر باز
  • تفکر گسترده ( تفکر تمایلات / نشخوار فکری / نگرانی ) و سرکوب اندیشه
  • اشتیاق بیش از حد و تاثیر منفی
  • 1- اعتقادات فراشناختی منفی درباره تفکر گسترده 2- باورهای فراشناختی مثبت درباره تعامل
  • تعامل CAS
  • کاهش نظارت فراشناختی
  • نبود مقررات تعاملی
  • 1- باوراهای فراشناختی منفی درباره تعامل و اندیشه های مربوطه 2- باورهای فراشناختی مثبت درباره نشخوار فکری پساتعاملی
  • نشخوار فکری پساتعاملی و سرکوب اندیشه
  • افزایش اثر منفی
  • مرحله پسا تعاملی

 


فعال سازی مرحله پیش تعاملی نیاز به آگاهی از یک ترجیح دارد. توجه به این نکته مهم است که اگر رفتار اعتیادآور به عادت تبدیل شود، مرحله قبل از تعامل ممکن است به تعویق افتد. هنگامی که عادتی ایجاد می شود، مرحله قبل از تعامل می تواند در سه شرط رخ دهد: (1) در یک محیط محتوایی نسبتا جدید ؛ (2) هنگامی که رفتار اعتیادآور عادیاز طریق کنترل خارجی متوقف می شود؛ و یا (3) از طریق تلاش های آگاهانه برای ابقا. این به توضیح چرایی عدم توانایی افراد معتاد در تفکر توسعه یافته قبل از تعامل کمک میکند (مثلا کاسلی و اسپادا، 2011) . در مرحله تعامل اعتقادات فراشناختی مثبت در مورد تعامل ("سیگار کشیدن به من کمک می کند افکارم را کنترل کنم/ نگرانیم را کاهش دهد") با تغییر در نظارت فراشناختی همپوشانی دارند (توانایی نظارت بر وضعیت های داخلی به عنوان راهنمایی برای دانستن اینکه چگونه شخصی  به حل اختلافات و دستیابی به وضعیت مطلوب نزدیک است) . این دو عامل باعث کاهش توانایی تنظیم رفتار می شوند که می توانید از کمپ ترک اعتیاد فرمانیه در این مورد تجربه کسب کنید. به طور خاص، کاهش نظارت فراشناختی به نظر می رسد نتیجه این موارد باشد: (1) رفتارهایی که از خودآگاهی و نظارت بر جریان اطلاعات پیشبرد هدف جدا میشوند و بنابراین فرصت شناسایی یک سیگنال توقف برای تعامل را محدود میکنند؛ و/ یا (2) اثرات شیمیایی رفتار اعتیاد آور (مانند الکل / نیکوتین) که بر عملکرد بهتر تأثیر می گذارد و بنابراین بر نظارت فراشناختی تأثیر منفی دارد. با گذر زمان و آنجا که شدت رفتار اعتیادآورفزونی می یابد، اعتقادات فراشناختی منفی در مورد عدم کنترل پذیری آن باعث ایجاد استقامت می شود. اینها شامل باورهای فراشناختی منفی در مورد قدرت افکار درباره رفتار اعتیادآور است که موجب درگیری غیرقابل کنترل ("فکر کردن درباره سیگار کشیدن می تواند مرا به انجام اینکار وا دارد") و باورهای فراشناختی منفی درباره عدم کنترل  رفتار اعتیادآور پس از شروع میشود(" برای من دشوار است که اینکار را متوقف کنم "). در مرحله پسا تعامل، یک نفوذ (به عنوان مثال یک اندیشه خودخواهانه یا علائم ترک) منجر به دسترسی به اعتقادات شناختی مثبت درباره نشخوارفکری پسا تعاملی (به عنوان مثال "اگر من بتوانم تجزیه و تحلیل  کنم چرا این حس را دارم خواهم فهمید که چرا سیگار میکشم") و فعال سازی سبک های مقابله مربوط به شکست و سرکوب افکارمیشود. این امر منجر به بدتر شدن تأثیر منفی می شود که احتمال بازگشت به تعامل را به عنوان وسیله ای برای دستیابی به خود تنظیمی بیشتر می کند.

 

3- بررسی شواهد تحقیق در مورد اجزای فرمولاسیون فراشناختی سه بعدی رفتارهای اعتیادآور

فرمول فراشناختی سه بعدی رفتارهای اعتیادآورانه پیشنهاد می کند که جنبه های CAS مانند برانگیختگی توجه، تفکر گسترده (مانند تفکر به تمایلات، نشاط و نگرانی)، اختلال در نظارت فراشناختی و سرکوب افکار باید با رفتارهای اعتیادآور همراه باشد و عواقب ناشی از آن را افزایش دهند، که از جمله آنها افزایش سطح اشتیاق و تعامل می باشند. فرمول همچنین پیشنهاد می کند که باورهای فراشناختی باید با جنبه های CAS و رفتارهای اعتیاد آور همراه باشند.

 

3.1- تعصب انتقادی

در مدل S-REF، تعصب انتقادی بکارگیری پردازش خودکار و استراتژیک است، با این حال تاکید روی نقش پردازش استراتژیک است. با توجه به این دیدگاه اثر فرسایش عصبی به نظر می رسد بیشتر وابسته به فرآیندهای رها سازی آهسته باشد تا به جهت گیری خودکار سریع (پاف و کن، 2007) و حفظ داوطلبانه توجه به نشانه های مربوط به هدف (فیلد، موگ، زتلر، و بردلی، 2004). به این ترتیب، تعصب انتقادی احتمالا سبک های مقابله ای فرد حساس است که به نوبه خود تحت تأثیر باورهای فراشناختی و انگیزه ادامه یا کنار گذاشتن پردازش محرک های شخصی است. بنابراین، تعصب انتقادی به عنوان یک ویژگی CAS شناخته می شود: افشای استراتژی فرد برای نظارت بر نشانه های مرتبط با شخصیت و اجرای پردازش های طولانی آنها . بنابراین تعصب انتقادی باید در توسعه و تثبیت نقش داشته باشد:

  1. رفتار اعتیاد آور
  2. خطر عودرفتار
  3. تجربه قوی و ماندگار تمایلات

به عنوان مثال، در میان مصرف کنندگان مواد مختلف، سوگیری توجهی مربوط به مواد به طور مستقیم با مقدار و دفعات مصرف مواد مورد استفاده متناسب است (فیلد و کوکس،2008). ارتباط بین سوگیری توجهی ومصرف مواد به خوبی در سو مصرف الکل (فیلد، شومیکرز، و ویرز، 2008؛ شارما، آلبری و کوک، 2001)، استفاده از کانابیس (فیلد، ایستوود، بردلی، موگ، 2006) و استفاده از نیکوتین (موگ، فیلد، و بردلی، 2005)تکرار شده است. طرح های طولانی نیز ارتباط بین سوگیری توجهی و ریسک عود مجدد در افراد الکلی (کوکس، هوگان، کریستین، و ریس، 2002)، سیگاری (واترز، شیفمن، بردلی و موگ، 2003)، مصرف کنندگان هروئین (ماریسن و همکاران، 2006) و مصرف کنندگان کوکائین را نشان داده است(کارپنتر، شریبر، چرچ،و مک داول، 2006).

 

3.2- تفکر گسترده

تفکر گسترده به سبکهای تفکر انتقادی، ناکارآمد و سختگیرانه اشاره دارد که قابلیت نفوذ را تداوم می بخشد. تفکر تمایلی، نشخوار و نگرانی، انواع اصلی تفکر پیشرفته است که در ادبیات مشخص شده است. تفکر تمایلی به عنوان یک فرآیند داوطلبانه شامل توسعه هدف مورد نظر در سطح کلامی و تخیلی شناخته شده است (کاسلی و اسپادا، 2010؛ کاواناگ، می، و آندرید، 2009). هدف تفکر تمایلی ممکن است یک فعالیت، یک جسم یا یک حالت باشد (کاواناگ، آندرید، و می، 2004، 2005). وحشت و نگرانی با توجه متمرکز بالا از جمله پرسش های مصرانه، مکرر و عمدتا کلامی داخلی در مورد علل، معنا و پیامدهای تجربیات داخلی مشخص می شود. واکنش روی مورد علائم افسردگی و عواقب آن متمرکز شده است(نولن-هوکسما و موروو، 1991) ، در حالی که نگرانی با انتظارات نگران کننده از نتایج منفی احتمالی در آینده همراه است (بورکوویچ، 1994). تحقیقات نشان داده که میل به تفکر در وابستگی نیکوتین، قمار مشکوک و نوشیدن مشکل دار وجود دارد (کاسلی و اسپادا، 2010). علاوه بر این، ثابت شده که تفکر تمایلی باعث: (1) پیش بینی اشتیاق در طیف وسیعی از رفتارهای اعتیاد آور میشود(کاسلی، سولیانی، و اسپادا، 2013؛ کاسلی و اسپادا، 2011)؛ (2) افزایش پیوستگی رفتارهای نوشیدن و سیگار کشیدن (کاسلی، فرلا، مزالونا،رووتو، و اسپادا 2012؛ کاسلی، نیکچویچ، فیوره، مزالونا و اسپادا، 2012)؛ و (3) با سطوح قماربازی مساله دارهمراه باشد (فرین و همکاران، 2014). به طور مشابه،تفکرانتظاری باعث تمایز در میان کاربران اینترنت مشکل ساز و بدون مساله شده است (اسپادا، کاسلی، سلیفر، نیکچویچ، ساسارولی 2013). تحقیقات همچنین نشان داده است که اندیشناکی مشروب خواران مساله دار در مقایسه با مصرف کنندگان اجتماعی بیشتر است(کاسی، بورتولایی، لئونی، رووتو، و اسپادا، 2008) ، که مصرف الکل در نمونه های جامعه و بالینی را پیش بینی میکند(کاسلی و همکاران، 2010) و این امر موجب افزایش تمایل در شرایط آزمایشی می شود (کاسلی و همکاران، 2013). مطالعات متعددی نیز ارتباط بین سطح بالای نگرانی و تمایل به استفاده از الکل در افراد مشکوک به نوشیدن را پشتیبانی کرده است (گلداسمیت، تران، اسمیت و هووی، 2009؛ اسمیت و بوک، 2010).

 

3.3- سرکوب اندیشه

یکی از روش هایی که در کمپ ترک اعتیاد فرمانیه مورد استفاده قرار می گیرد سرکوب اندیشه یک استراتژی کنترل ذهنی است که شامل تلاش برای حفظ اندیشه های خاص آگاهانه است. مشارکت در سرکوب افکار می تواند منجر به افزایش اندیشه های سرکوبگرانه شود (ونسلاف و ونگر، 2000). این اثر متناقض در افراد دارای رفتارهای اعتیاد آور دیده شده است. به عنوان مثال، زمانی که افراد وابسته به الکل سعی در سرکوب افکار مربوط به الکل دارند، این افکار ممکن است بلافاصله پس از آن فراتر از حد دسترسی میشوند (کلاین، 2007). علاوه بر این، افرادالکلی که در معرض شرایط سرکوب قرار گرفته اند سریع تر به تایید نتایج احتمالی الکل در اثر برخورد با نشانه های الکل نسبت به افراد گروه کنترل میپردازند (پالفایی، مونتی، کلبای،و رزناو، 1997). همچنین به نظر می رسد که سرکوب نشانه ها و حالات افکاربه کاهش منابع عصبی شناختی مورد نیاز برای تنظیم فشار می انجامد(گارلند، کارتر، راپس و هووارد، 2012). در نهایت،همچنین یافته شده که سرکوب بیشتر افکارمربوط به سیگار در زندگی روزمره به طور قابل توجهی با میل بیشتر به سیگار  (ارسکاین و همکاران، 2012)، تلاش برای ترک سیگار و تعداد سیگارهای مصرف شده همراه است(ارسکاین، جورجیو ، و کواویلاشویلی، 2010). یک رابطه مشابه بین سرکوب افکار و قمار مفرط وجود دارد (رایلی، 2014).

 

3.4- اختلالات در نظارت فراشناختی

نظارت فراشناختی (توانایی نظارت بر وضعیت های داخلی به عنوان راهنمای دستیابی به فهم چگونگی حل و فصل اختلافات و دستیابی به حالت مورد نظر؛ اسپادا و ولس، 2006؛ اسپادا، نیکچویچ، مونتا، و ولس، 2007) احتمالا تحت تاثیر مواد اعتیاد آور قرار میگیرند. به عنوان مثال، استیل و یوزفس (1990) نشان داده اند که خواص دارویی الکل، فرآیندهای توجه را مختل می کند (از طریق محدود کردن ادراک نشانه های فوری و کاهش ظرفیت تحلیل شناختی)، و هول (1981) نشان داده است که مصرف الکل باعث کاهش خودآگاهی میشود (مربوط به کدگذاری اطلاعات از لحاظ خودکفایی). شواهد همچنین نشان می دهد که مسمومیت الکلی سیستم های عصبی را تحت تأثیر قرار می دهد که پردازش فرا سطحی پایینتر می آورد(نلیون و همکاران، 1998). علاوه بر این، شواهد تحقیق نشان داده است که عدم تغییر در شناخت و احساسات (نظارت فراشناختی ضعیف) که در طول مصرف الکل و نیکوتین اتفاق می افتد، به مصرف بیش از حد در ارتباط است (نیکچویچ و اسپادا، 2010؛ اسپادا و ولس ، 2006). در نهایت، نظارت فراشناختی ضعیف با تداوم فعالیت قماربازی در افراد مبتلا به اختلال قمارهمراه است (اسپادا، گویستیانا، رولندی، فراین، وکاسلی، 2014).

 

3.5- باورهای فراشناختی

باورهای  فراشناختی مثبت و منفی در موردانجام رفتارهای اعتیادآور در وابستگی به نیکوتین، قمار و شرب خمر مشخص شده است. اعتقادات فراشناختی مثبت به تأثیر مشارکت در رفتار اعتیادآمیز به عنوان وسیله کنترل و تنظیم شناخت  و تاثیر آن مربوط می شود (مثلا "سیگار کشیدن به من کمک می کند تا افکارم را کنترل کنم") و تأثیر آن (مثلا "قمار خلق و خوی من را بهبود می بخشد") (نیکچویچ و اسپادا، 2010 ؛ اسپادا و همکاران، 2014؛ اسپادا و ولز، 2006، 2008؛ تونتو، 1999). باورهای فراشناختی منفی به درک عدم کنترل عملکرد مربوط به رفتارهای اعتیادآور (به عنوان مثال: « سیگارکشیدن من ادامه دارد بدون توجه به اینکه چطورسعی می کنم آن را کنترل کنم»)، غیر قابل کنترل بودن افکار مربوط به رفتار اعتیاد آور ("فکر قمار قوی تر از اراده من است")، همجوشانی فکر و عمل ("فکر کردن در مورد مصرف الکل می تواند باعث نوشیدن من شود") و تاثیر منفی این مشارکت در رفتار اعتیاد آور در عملکرد شناختی مربوط میشود("نوشیدن باعث صدمه به ذهن من میشود") (هویر، هکر، و لیندنمیر، 2007؛ نیکچویچ و اسپادا، 2010؛ اسپادا و همکاران، 2014؛ اسپادا و ولساس، 2006، 2008؛ تونتتو، 1999 ). اعتقادات فراشناختی مثبت و منفی در مورد مصرف الکل چنین مینمایند که مصرف الکل را در دانشجویان مشروب خوار (Clark و همکاران، 2012)، نوشیدن زیاد در نمونه های بالینی و غیر بالینی (اسپادا و ولس، 2009، 2010) و رفتار نوشیدن مستقل از تمایلات الکل در نمونه های غیر بالینی را پیش بینی کند(اسپادا، مونتا، و ولس، 2007).
همچنین اعتقادات فراشناختی مثبت و منفی تفکر تمایلی نقش دارند. اعتقادات فرا شناختی مثبت در مورد تمایل به تفکر ("تصور کردن اینکه چیزی که من می خواهم کنترل انتخابهایم می انجامد") به استفاده از تمایل تفکر به عنوان یک شکل مقابله با عوامل محرک شناختی در رفتار اعتیاد آور مربوط است (کاسلی و اسپادا، 2010، 2013). باورهای فراشناختی منفی در مورد اندیشه تمایلی ("من نمی توانم فکر کردن به فعالیت مورد تمایل را متوقف کنم") مربوط به عدم کنترل قدرت تفکر و تاثیر منفی آن بر کنترل عملکرد بر رفتار، خودنمایی و عملکرد شناختی است(کاسلی و اسپادا، 2010، 2013) . تحقیقات همچنین نشان داده است که باورهای فراشناختی منفی در رفتارهای اعتیادآور شامل الکل (اسپادا، کاسلی و ولس، 2009؛ اسپادا و ولس، 2005؛ اسپادا، زندوورت و ولس، 2007)، قمار (لیندبرگ،فرنیه و اسپادا ، 2011)، نیکوتین (نیکچویچ و اسپادا، 2008؛ اسپادا و همکاران، 2007) و استفاده از اینترنت بیشتر هم میشود (اسپادا، لنگستون، نیکچویچ، و مونتا، 2008). این مطالعات نشان می دهد که باورهای فراشناختی منفی درباره نیاز به کنترل افکار و عدم اعتماد شناختی بطور مثبت رفتار اعتیاد آور را پیش بینی می کند.

 

4- پیامدهای بالینی فرمولاسیون فراشناختی سه بعدی رفتارهای اعتیاد آور

فرمولاسیون فراشناخت سه بعدی رفتارهای اعتیاد آور نشان میدهد که MCT میتواند در رفتارهای اعتیادآمیز بکار گرفته شود(ولس، 2000، 2009). به عنوان مثال، در مرحله پیش تعاملی هدف اصلی درمان اولیه قطع تفکر پیشرفته و تغییر اعتقادات فراشناختی مرتبط خواهد بود. در این مرحله ذهنیت مستقل که شامل تشویق بیمار به مشاهده تمایلات، تصاویر، خاطرات و افکار بدون تلاش به کنترل و تغییر آنها میشود، از ویژگی های برجسته ای مانند استفاده از تکنیک های به تعویق انداختن تفکر گسترده متمایز می شود. در مرحله تعامل، تمرکز اصلی بر تغییرات توجه (به ویژه تقویت نظارت مستمر شناختی) و اصلاح باورهای مثبت و منفی شناختی در مورد تعامل در رفتار اعتیاد آور خواهد بود. در این مرحله تمرکزدوباره وضعیت تمرکز ذهنی بکار گرفته میشود (SAR؛ ولس، 2000) که هدف آن افزایش جریان اطلاعات سازگاربا آگاهی است تا فرد بتواند بهتر شناخت و رفتارش را تنظیم کند. این تکنیک نیازمند جهتگیری هدفمند بیمار بر نشانه های مربوط به رفتار اعتیاد آور مانند میزان سیگار کشیدن و نزدیکی به اهداف مورد نظر، با هدف ارتقاء نظارت / آگاهی فراشناختی در هنگام تعامل بوده و به شناسایی یک سیگنال توقف پذیری کمک می کند.
در نهایت، در مرحله پسا تعاملی اصلاح مستقیم نشانه های مربوط به رفتار اعتیاد آور و اصلاح باورهای فراشناختی مرتبط نشان داده خواهد شد. در این مرحله تکنیک های مشابه برای کسانی که در مرحله قبل از تعامل استفاده می شود، برای جلوگیری از وقفه پساتعاملی استفاده می شود. میزانی که MCT بر روی یک مرحله خاص تمرکز می کند بستگی به شدت و مدت ارائه رفتار اعتیادآور همراه با سطح آگاهی و اهداف درمان فردی دارد. به عنوان مثال، مرحله پیش تعاملی از اهمیت بیشتری برخوردار است:

  1. مشارکت گاه به گاه و نامنظم
  2. مراحل اولیه تعامل زمانی که هدف آن مقابله با تأثیر منفی است
  3. تلاش می کند که در پی تعامل بمدت طولانی پایدار بماند. برای کسانی که رفتار مکرر یا معتادانه دارند، مرحله تعامل می تواند تمرکز اصلی فرمولاسیون و درمان باشد. در نهایت، مرحله پسا تعامل با توجه به سابقه عود آگاهانه رفتارهای اعتیاد آور اهمیت اساسی دارد.

 

5- نتیجه گیری ها

مدل S-REF یک چارچوب مفهومی برای بیان اینکه چگونه دانش و باورهای حفظ شده دربارۀ فرایندهای تفکر بر انتخاب برنامه ها و تنظیم مقابله تأثیر می گذارد. بررسی شواهد پژوهش نشان می دهد که ویژگی های اصلی مدل S-REF؛ تنظیمات CAS و باورهای فراشناختی در رفتار اعتیاد آور هستند. این فرایندها را می توان در قالب فرمول فراشناختی سه گانه تفسیر کرد که دربرگیرنده مفاهیم تطبیق و هدف گیری MCT برای رفتارهای اعتیاد آور است. MCT اثربخشی در اختلالات عاطفی را نشان داده است (نورمن و همکاران، 2014) و تجزیه و تحلیل فعلی منجر به این فرضیه می شود که در رفتارهای اعتیاد آور موثر خواهد بود. آینده کاری با استفاده از این چارچوب درمان در رفتارهای اعتیاد آور باید منجر به تجدید نظردر اجزای اصلی درمان شود.
داده های تجربی با فرمول فراشناختی سه بعدی رفتارهای اعتیاد آور مطابقت دارد، اما داده ها محدود باقی میمانند. علی الخصوص تحقیق در مورد ارتباط بین باورهای فراشناختی وجهت گیری توجه و رفتار اعتیادآور واقعی مورد نیاز است. تحقیق همچنین باید بر گسترش درک ارتباط بین فراشناخت و پردازش ضمنی (مثلا موس وآلبری،2009)، بررسی نقش تغییرات در مراقبت های احتمالی و مکانیسم های علتها (مثلا تفکر پیشرفته، نظارت فراشناختی) به عنوان تعدیل کننده های تغییر و ارزیابی اثربخشی MCT در درمان رفتارهای اعتیاد آور تمرکز کند. همینطور می توانید از کمپ ترک اعتیاد فرمانیه مشاوره گرفت و از تجربیات خدمتگذاران کمپ ترک اعتیاد فرمانیه نیز استفاده کنید ممکن است این تجربه ها به شما کمک کند.