تعریف کمپ فرمانیه از بخش روانی بیماری اعتیاد + چه کسی معتاد مزمن به شمار می آید؟

تعریف کمپ فرمانیه از بخش روانی بیماری اعتیاد + چه کسی معتاد مزمن به شمار می آید؟

کمپ ترک اعتیاد فرماینه (مدرن ترین و با امکانات ترین کمپ ترک اعتیاد در تهران)

بررسی بیماری اعتیاد - بخش بیماری روانی

کمپ ترک اعتیاد فرمانیه: در این بخش به تشریح اجزای تشکیل دهنده بیماری اعتیاد که به مصرف مواد مخدر مربوط می شود و همچنین به بازگو کردن این نکته می پردازیم که چرا ما معتادان با وجود تحمل رنج های بی شماری که از پیامدهای مصرف مواد مخدر ناشی می شود، همچنان به مصرف آن ادامه می دهیم. ذهن ما آن چنان تغییر یافته و دگرگون شده است که قدرت گزینش و کنترل را از دست داده ایم. با پیشرفت این بیماری شیوه تفکر و اندیشه ما ناهنجار و غیرعادی می شود. از نظر ما به عنوان یک موسسه سم زدایی و ترک مواد مخدر (ترک هروئین، ترک شیشه و ... ) بخش روانی بیماری اعتیاد شامل موارد زیر می شود:

 

 مطلب مرتبط: بررسی کمپ ترک اعتیاد فرمانیه در مورد تاثیر مصرف مواد مخدر و محرک بر روی مغز

 

اعتیاد یک بیماری است

برای پی بردن به این نکته که چرا اعتیاد به عنوان یک نوع بیماری شناخته شده است، ابتدا باید معنی واژه بیماری را به خوبی درک کنیم. بیماری عاملی است که سبب می شود تا یکی از اندام ها، دستگاه ها و یا یکی از اعضای بدن انسان از فعالیت بازماند و یا فعالیت آن مختل شود. در مورد اعتیاد به مواد مخدر، نیز دقیقا همین اتفاق رخ می دهد. مصرف طولانی مدت مواد مخدر، با برجا گذاشتن تاثیر منفی بر ساختار مغز، فعالیت عادی آن را مختل ساخته و مغز برای اینکه بتواند به فعالیت عادی خود ادامه دهد به مواد مخدر وابسته می شود.
سرخوشی و شعف، تقویت قوای بدنی و بهبودی الگوی خواب از جمله عواملی است که ممکن است در مراحل نخست مصرف رخ دهد، چرا که این مواد سیستم ارتباطی مغز را تحت تاثیر قرار می دهند. بااین وجود، مصرف طولانی مواد مخدر به گسترش و پیشرفت بیماری اعتیاد انجامیده و ما را به یک معتاد مزمن تبدیل می سازد؛ چرا که مغز به مصرف مکرر مواد مخدر عادت کرده و دیگر نمی تواند بدون مصرف این گونه مواد فعالیت عادی داشته باشد. با این که شواهد زیادی برای وجود فرایند مشابه ای در مدار ارتباطی مغز در مورد معتادان رفتاری نیز وجود دارد، برای اثبات این موضوع به تحقیقات بیشتری نیاز می باشد.

 

چه کسی معتاد مزمن به شمار می آید؟

معتادان مزمن کسانی هستند که با وجود تاثیرات زیان بار مواد مخدر، بر مصرف این گونه مواد پافشاری می کنند. از آن جا که بیماری اعتیاد مدارهای لذت، پاداش، انگیزه و حافظه ی مغز را مختل می نماید، در نتیجه فرد معتاد توانایی قطع مصرف مواد مخدر یا حتی مهار و کنترل این گونه مواد را از دست می دهد. به همین علت ما برای تجربه ی دوباره ی لذت و شعف حاصل از اولین بار مصرف مواد مخدر، به تکرار مصرف پرداخته و پس از آن صرفا برای اینکه احساس عادی بودن را در خود حفظ کنیم به مصرف مواد مخدر ادامه می دهیم.

البته همه کسانی که مواد مخدر یا مشروبات الکلی مصرف می کنند به بیماری اعتیاد مبتلا نمی شوند. اکثر کسانی که به مصرف مواد مخدر یا الکل روی آورده اند می توانند به اراده ی خود مصرف آن را قطع کنند. این گونه افراد کسانی هستند که هنوز قدرت اراده خود را از دست نداده اند. اینکه چرا شماری از افراد معتاد می شوند و عده ای دیگر با وجود مصرف طولانی مدت مقادیر قابل ملاحظه ای از مواد مخدر معتاد نمی شوند هنوز معلوم و مشخص نیست. با این حال کسانی که به درد اعتیاد مبتلا می شوند از خود عوارض و علائم مشابهی بروز می دهند که ناتوانی در دست کشیدن ارادی از مصرف مواد مخدر، از جمله این عوارض است.

 

 مطلب مرتبط: کمپ ترک اعتیاد فرمانیه: اعتیاد چیست؟ + انواع اعتیاد

 

علائم روانی اعتیاد

در ذهن کسانی که بیماری اعتیاد در آن ها پیشرفت نموده، دو نشانه بارز وجود دارد:

 

وسوسه

 وسوسه حالتی ناخواسته، کنترل ناپذیر و بی وقفه است که بر اثر آن یک فکر، یک صحنه یا تصویر یا حالتی احساسی همواره ذهن انسان را درگیر کرده و به خود مشغول می سازد. در مورد معتادان، این مواد مخدر است که همواره ذهن ما را به خود مشغول می سازد و با آنکه می دانیم مصرف این گونه مواد برای خود ما و اطرافیان ما زیان بار است اما باز هم بر مصرف آن ها پافشاری و اصرار می کنیم. علت چنین اصراری برای مصرف مواد مخدر لذت فراوانی است که در ابتدا از مصرف این گونه مواد احساس کرده ایم و بی وقفه تلاش می کنیم تا همان لذت و نشئگی نخستین را به دست آوریم. به عنوان فردی معتاد، همه فکر و ذکر ما به یافتن و مصرف مواد مخدر معطوف است چون تاثیر مواد مخدر بر مغز انسان با وجود غیر طبیعی بودن آن، بسیار قوی است. مواد مخدر، توهم قوی بودن و داشتن کنترل بر اوضاع را در ذهن فرد معتاد پدید می آورد. با مصرف مواد مخدر ناگهان متوجه می شویم که می توانیم از عهده کارهایی بر آییم که در حالت عادی از انجام آن ها وحشت و هراس داریم. احساس نشئه بودن و سرخوشی می کنیم و فردی جسور می شویم و احساس می کنیم هر مشکلی را می توانیم از پیش پا برداریم و ذهن ما با وجود طبیعی و عادی نبودن این گونه احساسات، از قرار گرفتن در چنین حالت هایی لذت می برد. چنین چرخه ای است که سر انجام به ایجاد وسوسه در ما منجر می شود.


یکی از بزرگترین مشغله های ذهنی ما به عنوان معتادان مزمن این است که با جدیت تمام می خواهیم ثابت کنیم که می توانیم مصرف مواد مخدر را مهار و کنترل کنیم و اینکه ما افرادی عادی و طبیعی هستیم. به احتمال بسیار زیاد قبول این واقعیت که ما هیچ گونه عزم و اراده ای در برابر مواد مخدر نداریم واقعیت تلخی است که نمی خواهیم به آن اعتراف کنیم. به همین علت همواره تلاش می کنیم تا راهی پیدا کنیم و نشان دهیم که از قدرت لازم برای تحت کنترل در آوردن میزان مصرف مواد مخدر برخوردار هستیم. حتی اگر یک معتاد تمام عیار و نیز باشید باز هم به راحتی نمی پذیرید که بیمار هستید. از خود بپرسید که تاکنون چند بار تلاش کرده اید تا میزان مصرف مواد مخدر را در حد معتادل نگه دارید و در این راه با شکست روبرو شده اید. ببینید تاکنون چندین بار با خود گفته اید که دیگر مواد مصرف نخواهید کرد اما چند روز بعد باز هم به سراغ مواد مخدر رفته و مصرف آن ها از سر گرفته اید.

 

نداشتن سلامت عقل

دومین نشانه ی بارز و متداول روانی در میان معتادان نداشتن سلامت عقل است که آن را می توان حالتی از تفکر توصیف کرد که کامل و سالم، معقول و منطقی نبوده و بر واقعیت تکیه ندارد.

افکار و اندیشه های ما معتادان از آن جهت غیرعادی و ناهنجار می شوند که مواد مخدر به شدت و به این گونه ای غیرطبیعی چگونگی ارسال، دریافت و پردازش اطلاعات از سوی مغز را مختل می سازند. به همین علت، قدرت تصمیم گیری و قضاوت صحیح را از دست می دهیم.

افکار غیر عقلانی ما به رفتار و اقدامات زیان باری منجر می شوند که سرانجام زندگی ما را آشفته می سازند. تاکنون چندین بار خود را هنگام از سرگیری مصرف مواد مخدر فریب داده و به خود گفته ایم که این بار خواهیم توانست مصرف مواد مخدر را کنترل کنیم و اوضاع با دفعات پیشین متفاوت خواهد بود؟ چند بار با وجود همه شواهد و نشانه های نابود کردن خودمان و خانواده هایمان باز هم به مصرف مواد مخدر ادامه داده ایم. کسانی که در اطراف ما قرار دارند رفتار ما را دیوانگی تلقی می کنند اما رفتار ما برای خودمان طبیعی جلوه می کند.

 

 مطلب مرتبط: کمپ ترک اعتیاد: تاثیر مواد مخدر برروی نیروی جنسی

 

الگوهای خاصی در زمینه ی ناسلامتی عقل و افکار معتاد گونه وجود دارد که ویژگی های آن درمیان اکثر معتادان مزمن شبیه به یکدیگر است. این ویژگی ها عبارت اند از :

الف) انکار

انکار، نوعی مکانیزم یا ساز و کار دفاعی است که ما برای متقاعد ساختن خود و دیگران مبنی بر اینکه مواد مخدر مشکلی برای ما ایجاد نمی کند از آن استفاده می کنیم. حتی خود ما نیز نمی دانیم که سرگرم انکار مشکل اعتیاد خود هستیم چون مصرف مواد مخدر توانایی ما برای تفکر منطقی را مختل کرده است؛ اما انکار کردن سبب می شود تا با وجود همه مشکلات و مصائبی که مواد مخدر برای ما و دیگران پدید آورده است به مصرف این گونه مواد ادامه می دهیم. کسانی که برنامه 12 قدم را دنبال می کنند می گویند اعتیاد تنها عارضه یا بیماری است که به شخص مبتلا می گوید عارضه ای به نام بیماری اعتیاد وجود ندارد.

انکار روشی است که ما برای اجتناب از پذیرفتن این واقعیت دردناک که معتاد هستیم در پیش می گیریم. از آنجا که از اعتراف به معتاد بودن خود به شدت وحشت داریم به راحتی اسیر شدن در چنگ اعتیاد را انکار می کنیم. نکته دیگر اینکه انکار کردن باعث می شود تا در دنیایی تخیلی زندگی کنیم دنیایی که ما با وجود تحمل و تجربه ی مصائب فراون در آن احساس آرامش و امنیت می کنیم. در حقیقت انکار فکر و روان ما را ناسالم و بیمار می کند. باید توجه داشت که همین انکار است که ما را زندانی و اسیر اعتیاد نگه می دارد. تا زمانی که این مکانیزم و شیوه دفاعی ما را در چنگ خود نگه داشته است در برابر مواد مخدر برده ای بیش نخواهیم بود. یکی از اصلی ترین وظایف کمپ ترک اعتیاد فرمانیه در بخش روانی بیماری اعتیاد، کمک به رهجویان ترک اعتیاد است تا انکار کردن خود را بشناسند و بتوانند در مقابل آن مقاومت کنند.

 

فهرست انواع روش های دفاعی که ما برای ادامه ی انکار اعتیاد خود از آن ها استفاده می کنیم بسیار طولانی است. در اینجا به شماری از این شیوه ها که ما برای بی ضرر جلوه دادن مصرف مواد مخدر به آن متوسل می شویم اشاره می کنیم :

  • توجیه: توجیه خود و دیگران در این مورد که چرا ما مواد مخدر مصرف می کنیم. " اگر زندگی شما هم شبیه زندگی من بود شما نیز مواد مخدر مصرف می کردید".
  • دلیل تراشی: ارائه دلایل غیر منطقی درباره اینکه چرا ما مواد مخدر مصرف می کنیم. "برای این مواد مخدر مصرف می کنم که سرم گرم شود و اعتماد به نفس داشته باشم".
  • سرزنش کردن/ تاسف به حال خود: برای توجیه مصرف مواد مخدر، دیگران را مسئول معتاد شدن و رفتار خودمان معرفی می کنیم. "شوهرم با من بد رفتاری می کند: برای اینکه بتوانم وی را تحمل کنم ناگزیرم که مواد مخدر مصرف کنم".
  • اندک جلوه دادن: خودداری از اعتراف به اینکه چه مقدار و چند نوبت در شبانه روز مواد مخدر مصرف می کنیم: "فقط هر از گاهی مواد مخدر مصرف می کنم. حساب کار را دارم و حواسم جمع است. "
  • روشنفکر بازی: آوردن دلایل بی پایه و اساس برای متقاعد ساختن خود و دیگر آن که مشکلی درکار نیست. "برای این مواد مخدر مصرف می کنم که احساس خلاقیت کنم و کارم را بهتر انجام دهم. "
  • عدم صداقت: حقایق واقعیت های مربوط به اعتیاد ما به اندازه ای آزار دهنده است که نمی توانیم آن ها را بپذیریم و به همین علت به دروغ گویی متوسل می شویم یا با پنهان نگه داشتن نکات و جزئیات مهم مرتبط به اعتیاد خود به تحریف حقایق می پردازیم. " برای کسب لذت، مواد مخدر مصرف نمی کنم بلکه به خاطر خواص دارویی و آن هم روزهای پایانی هفته مواد مخدر مصرف می کنم. "
  • انزوا: برای اینکه بتوانیم به مصرف مواد مخدر ادامه دهیم از دیگران دوری می کنیم.
  • القاء کردن: وقتی از اعتیاد ما به مصرف مواد مخدر سخن به میان می آید به مشاجره، تمسخر، فریبکاری و این گونه کارها متوسل می شویم: "من خیلی زیاد مصرف نمی کنم و هر زمان که بخواهم می توانم کنار بگذارم. من در این مورد مشکلی ندارم و این شما هستید که مشکل دارید.

 

ب) خود محوری/ خودخواهی

از دیگر ویژگی های بیماری اعتیاد، تغییرات شخصیتی است که مصرف مواد مخدر در ما ایجاد می کند. اطرافیان ما ممکن است ما را فردی خودخواه به شمار آورند چون چنین به نظر می رسد که فقط به فکر خودمان هستیم و فکر و ذکر ما فقط مواد مخدر است. اطرافیان ما تصور می کنند که ما از روی عمد و با اراده خود، یا صرفا برای کسب لذت به مصرف مواد مخدر می پردازیم اما وقتی که دچار بیماری اعتیاد شده ایم چاره دیگری جز خودخواه بودن نداریم جون برای ادامه حیات به مواد مخدر نیاز داریم و آن را به هرکس یا هر چیز دیگری ترجیح می دهیم.

 

پ) خود بزرگ بینی

شمشیر بزرگ دو لبه ای که ما معتادان گرفتار آن هستیم بزرگ بینی و اهمیت قائل شدن بیش از اندازه برای خودمان است. هنگامی که برای نخستین بار مواد مخدر مصرف می کنیم یک احساس کنترل و قدرت کاذب به ما دست می دهد. توهم ناشی از مصرف مواد مخدر را واقعی پنداشته و خود را بهتر و باهوش تر از دیگران و تافته ای جدا بافته به شمار می آوریم. ما از آنچه داریم راضی و خشنود نیستیم و از زندگی عادی خود احساس رضایت نمی کنیم بلکه می خواهیم بیشتر و بیشتر از زندگی لذت ببریم. گرچه بسیاری از معتادان در این راه شکست خورده و ناکام مانده اند ولی ما تصور می کنیم که پیروز و کامیاب خواهیم شد. برای به دست اوردن قدرت، پول، اعتبار و پرستیژ بیشتر تلاش می کنیم. خود را تسلیم رویاها و توهماتی می کنیم که مصرف مواد مخدر در ما ایجاد می کند.

نکته مهم اینکه همین احساس مهم بودن و خود بزرگ بینی است که ما را از تلاش برای کمک گرفتن جهت رهایی از اعتیاد و آزاد شدن از چنگ مواد مخدر و بهبودی باز می دارد. ما معتادان تصور می کنیم که با دیگران تفاوت داریم. با آنکه به قعر اعتیاد سقوط کرده ایم اما تصور می کنیم که برنامه 12 قدم گرچه ممکن است به دیگران کمک کند اما به ما کمکی نمی کند چون ما با دیگران تفاوت داریم و با دیگران قابل مقایسه نیستیم. در برنامه 12 قدم از چنین تصوری که درباره خود داریم تحت عنوان "منحصر به فرد بودن مرگبار" یاد می شود. در برنامه 12 قدم برا این نکته تاکید می شود که خود را کوچک یا بزرگ شمردن، در واقع دو روی یک سکه می باشند.

 

ت) تغییرات عمده شخصیتی

یکی دیگر از علائم بیماری اعتیاد که افکار و اندیشه ما را پریشان می سازد تغییر چشمگیر رفتار ما در هنگام مصرف مواد مخدر است. ممکن است که مهربان ترین فرد روی زمین باشیم، اما هنگامی که مواد مخدر وارد سیستم بدن ما می شود به ناگهان به هیولا تبدیل می شویم. حس پایبندی به اخلاقیات را از دست می دهیم و رفتاری حقارت آمیز در پیش می گیریم. به ارتکاب جرم و جنایت و انجام کارهای ناشایست مبادرت می کنیم. چرا که در حقیقت نیاز به مواد مخدر است که بر ما سلطه و سیطره دارد. هرگز نمی دانیم که پس از مصرف مواد مخدر چه واکنشی از خود نشان خواهیم داد و چه شخصیتی از خود به نمایش خواهیم گذاشت. در کتاب بزرگ الکلی های گمنام تغییر شخصیت شدید فرد معتاد به رفتار دکتر جکیل و آقای هاید که شخصیت اول رمانی به همین نام از یک نویسنده اسکاتلندی قرن نوزدهم است تشبیه شده است که از یک پزشک و انسانی عادی به موجودی هولناک تبدیل شد. فاجعه این است که بیماری اعتیاد قدرت فکر کردن درست را از ما گرفته است. برای اینکه بتوانیم به مصرف مواد مخدر ادامه دهیم به دیگران دروغ می گوییم. دروغ گویی و فریبکاری به طبیعت و شخصیت دوم ما تبدیل شده است و نمی توانیم این واقعیت را که ما بیمار هستیم به سادگی بپذیریم.

 

 مطلب مرتبط: فرزند پروری و نقش آن در سلامت و جلوگیری از اعتیاد فرزندان

 

بسیاری از ما معتادان تنها پس از سقوط به قعر فلاکت و بدبختی است که می پذیریم بیمار هستیم.

 

رنج و عذاب اعتیاد آن چنان شدید می شود که مکانیزم ها و تدابیر دفاعی ما را در هم می شکند. متاسفانه بسیاری از معتادان پیش از رسیدن به این مرحله جان خود را از دست می دهند، چون قبول واقعیت و تن در دادن به آن بسیار دشوار است. مواد مخدر به روان ما اسیب می رساند و به همین دلیل اگر قصد ترک اعتیاد و حرکت در مسیر بهبودی را داریم، باید بدانیم که نمی توانیم روی افکار و اندیشه های خودمان حساب کنیم؛ چون افکار غیرطبیعی، ناسالم و بیمار گونه ما نمی تواند به ما برای ترک اعتیاد کمک کند. ما به عنوان معتادان مزمن از توانایی ذهنی و فکری لازم برای کمک به خود برخوردار نیستیم. مصرف مواد مخدر این قدرت و توانایی را از ما گرفته است. ما به قدرتی فراتر و قوی تر از وجود خودمان نیاز داریم. تنها در پرتو باور و تکیه به این نیروی برتر است که می توانیم راه چاره ای برای ترک اعتیاد و رسیدن به بهبودی مستمر بیابیم.

 

شیوه های بیرون آمدن از انکار:

در هم شکستن دیوار انکار یکی از بزرگ ترین چالش هایی است که ما در کمپ ترک اعتیاد فرمانیه با آن روبه رو هستیم.

تصور اینکه روزی قطع مصرف خواهیم کرد، برای بسیاری از ما معتادان غیر ممکن به نظر می آید، چرا که در همان زمان مغز ما برای اینکه کار کردی عادی داشته باشد به مواد مخدر نیاز دارد؛ اما نباید ناامید شد چون هنوز هم جای امیدواری هست. بسیاری از معتادان قبل از ما توانسته اند با استفاده از برنامه 12 قدم، این مکانیزم دفاعی مخرب ویرانگر را در هم بکوبند و هم اکنون در بهبودی به سرمی برند.

 

راه هایی که برای بیرون آمدن از انکار به ما معتادان کمک می کنند:

مهم ترین قدم در این رابطه با بهبودی از بیماری اعتیاد، اعتراف و پذیرفتن این نکته است که ما از مشکل اعتیاد رنج می بریم (قدم اول برنامه های 12 قدمی) اگر همچنان به این توهم دل خوش کنیم که هر زمان که بخواهیم می توانیم مصرف مواد مخدر را کنترل یا ترک کنیم به هیچ وجه نخواهیم توانست برای ترک اعتیاد از دیگران درخواست کمک کنیم. اگر تصور شما این باشد که یک وسیله یا دستگاه صحیح و سالم است، آیا به فکر تعمیر کردن آن خواهید افتاد؟

تجارب شما از مصرف مواد مخدر و آسیبی که این گونه مواد به زندگی شما وارد ساخته اند معمولا به شما نشان می دهد که با یک مشکل اساسی روبرو هستید. تنها چیزی که به آن نیاز دارید این است که شهامت لازم را به دست آورید و ببینید که اعتیاد چه بلایی سر زندگی شما آورده است. حتی اگر اعتراف به همه ابعاد مشکلی که با آن دست به گریبان هستید بیش از اندازه دشوار است، یک اعتراف کوچک و ساده نیز کافی است تا فرایند بیرون آمدن از انکار را آغاز کنید.


اگر فکر می کنید که گرفتار مواد مخدر شده اید اما قادر نیستید که این را به عنوان مشکلی که هست مشاهده کنید در آن صورت از نیروی برتر خود، آن طور که او را درک می کنید، بخواهید به شما در شناخت این واقعیت کمک کند. ما مدت هاست که به خود و دیگران درباره شدت اعتیاد دروغ گفته ایم، به حدی که اکنون خود نیز اسیر این دروغ شده ایم و آن ها را باور کرده ایم، به طوری که نمی توانیم حقیقت و فریب را از یکدیگر تمیز دهیم؛ اما با درخواست کمک صادقانه از یک نیروی برتر که خارج از وجود شما است، نشان خواهید داد که به مرحله تواضع و فروتنی رسیده اید و می خواهید از وضعیتی که در آن گرفتار شده اید رهایی یابید.


برداشتن قدم اول: " ما اقرار کردیم که در برابر اعتیادمان عاجز بودیم و زندگی مان غیرقابل اداره شده بود" می تواند به ما در دست کشیدن از انکار کمک کند. قدرت و توانی که اعتراف به این واقعیت که " اعتیاد یک بیماری است و نه یک ضعف اخلاقی " به دست می آوریم، به ما کمک خواهد کرد تا واقعیت شرایطی را که در آن به سر می بریم بپذیریم، نه اینکه از مواجهه با آن دوری کنیم.


متاسفانه بسیاری از ما تنها زمانی به واقعیت اعتیاد خود تن در می دهیم که به پایان خط یا عجز کامل رسیده باشیم. پایان خط و اوج درماندگی بدترین و دردناک ترین شرایطی است که یک انسان گرفتار آن می شود. عمق و میزان این درماندگی در انسان های مختلف، متفاوت است. برخی از ما زمانی به این مرحله سیاه و ناامیدی می رسیم که هر آنچه را که داشته باشیم از دست داده ایم و در این مرحله است که برخی از معتادان مرگ را چاره ی کار می دانند. برخی دیگر از ما زمانی که خانه، خانواده، کار و سلامت خود را از دست می دهیم خود را در چنین مرحله ای احساس می کنیم. شرایط هر آنچه باشد پایان خط یا اوج درماندگی مرحله ای است که ما از خواب غفلت اعتیاد که زندگی ما را ویران ساخته بیدار می شویم؛ اما حقیقت این است که لازم نیست که ما به پایان خط برسیم و آن زمان از انکار دست برداریم. بسیاری از ما معتادان در حال بهبودی، کسانی هستیم که دیده ایم مواد مخدر ما را به کجا می کشاند و پیش از آنکه همه داشته هایمان را از دست بدهیم قطع مصرف کرده و مسیر بهبودی را انتخاب کرده ایم.


جلسات انجمن های 12 قدمی مکان ارزشمندی برای مقابله با انکار می باشند. قرار گرفتن در میان کسانی که از بیماری مشابهی رنج می برند به کاستن از میزان شرمساری و احساس گناهی که ممکن است درباره خود داشته باشیم کمک می کند. دیدن کسانی که اعتیادشان را ترک کرده اند و اکنون بهبود یافته اند می تواند به ما قوت قلب بدهد و به ما کمک کند تا با سهولت بیشتری بر انکار خود غلبه کنیم و بپذیریم که از یک بیماری رنج می بریم و در برابر آن عاجز هستیم.


گرچه بسیار دشوار به نظر می رسد اما ما در کمپ ترک اعتیاد و سم زدایی فرمانیه (ارائه دهنده بهترین متدها و روش های ترک شیشه، الکل، تریاک، هروئین و ..) تلاش می کنیم تا طرز فکر خود درباره مصرف مواد مخدر را به چالش بکشید. سعی کنید توجیه ها و بهانه هایی را که برای مصرف مواد مخدر به آن متوسل شوید کنار بگذارید و با دیدی انتقادی به واقعیت اعتیاد خود نگاه کنید. از خود بپرسید هر بار که مواد مخدر مصرف کردم چه اتفاقی افتاد. کارتان به کجا کشیده شد؟ همین که بدانید و بپذیرید که مصرف مواد مخدر چه بلایی بر سر زندگی شما آورده است خود پیشرفت بزرگی است. به هرحال فراموش نکنید که شما تنها نیستید. برنامه 12 قدم برای شما راه حل ارائه می دهد. شما می توانید درمان شوید. با وجود خداوند و دیگرانی که در این برنامه به شما کمک می کنند می توانید سفر خود به سوی یک زندگی جدید و آزاد را آغاز کنید.


توجه داشته باشید که بیرون آمدن از انکار یک فرایند است. در انجمن های 12 قدمی ضرب المثلی وجود دارد که می گوید ما یک شبه معتاد نشدیم و به همین علت نیز نمی توانیم یک شبه بهبود پیدا کنیم. اعتیاد یک بیماری پیچیده و بغرنج است و بهبود یافتن از آن نیز فرایندی طولانی است. برخی از نشانه های ناسلامت عقل و مکانیزم های دفاعی ما حتی مدت ها پس از ترک مواد مخدر نیز ما را رها نمی کنند. از میان رفتن لایه های متعدد انکار و خود فریبی در خلال حرکت به سوی تندرستی و بهبودی به زمان و عمل کردن به رهنمودهای برنامه 12 قدم نیاز دارد.