بیماری اعتیاد طاعون قرن بیستم

بیماری اعتیاد طاعون قرن بیستم

جهان امروز با مشکل اعتیاد دست به گریبان است. آمار و اطلاعات کمپ ترک اعتیاد فرمانیه نشان می دهد شمار معتادین در اغلب کشورهای پیشرفته غرب به میلیون ها نفر بالغ می گردد. اعتیاد خانواده ها را فرو می پاشد و شخصیت و زندگی قربانیان خود را به اشکال بسیار گوناگون نابود و متلاشی می کند. نسل حاضر بیش از هر نسل دیگر در تاریخ بشریت، زندگی خود را زهر آگین و مسموم نموده است. به نظر دکتر ویلیام پولین مدیر انستیتوی جلوگیری از سو مصرف مواد مخدر در ایالات متحده آمریکا متجاوز از یک چهارم تلفات در جامعه ی آمریکا زودرس و ناشی از اعتیاد به یکی از مواد مخدر می باشد، به طوری که هر سال سیگار و الکل به تنهایی جان یک میلیون آمریکایی را می گیرد.

در انگلستان نیز اوضاع تقریبا به همین منوال است. در یک نشریه ی رسمی دولتی که در دسامبر 1984 انتشار یافت به نقل از پروفسور گری فیتس ادوارد مدیر واحد مطالعات مواد مخدر انستیتوی روانپزشکی لندن گزارش شده است که سالیانه در انگلستان 100،000 نفر به دلیل اعتیاد به دخانیات به نحو غیر طبیعی و زود رس جان خود را از دست می دهند و 700،000 نفر دیگر نیز با مشکل جدی الکلیسم دست به گریبانند. به این ارقام میبایستی این واقعیت را افزود که بسیاری از معتادین به نحو غیر منتظره ای در مصرف داروهای غیر قانونی و ممنوعه افراط می کنند و یا در نتیجه تزریق با سوزن های ضد عفونی نشده تلف می شوند. آمار مرگ و میر و شمار کسانی که بر اثر اعتیاد به هروئین و بوی چسب و مواد مخدر دیگر زندگیشان در معرض خطر جدی قرار گرفته رو به افزایش است.

طنز فاجعه در این است که رایج ترین بستگی به داروهای مخدر معلول تجویزهای پزشکان است. یک تخمین محافظه کارانه نشانگر آن است که قریب 250،000 نفر در کشور انگلستان به مدت هفت سال یا بیشتر از داروهای آرام بخش مصرف نموده و معتاد شده اند.

ابعاد آثار مشکل اعتیاد با نگرش به این حقیقت وسعت می یابد که اکثریت معتادین اعم از آن که الکلی باشند یا هروئین و یا بوی چسب استعمال نمایند و یا در زمره ی قربانیان داروهای آرام بخش بشمار روند، برای اطرافیان خود چیزی جز درد، بدبختی و مصیبت نمی آفرینند. بطوریکه میباید هر مورد اعتیاد را بمانند یک ماده ی انفجاری کوچکی دانست که علیرغم ظاهر کوچک خود زن، شوهر، پدر و مادر، فرزندان، برادر، خواهر، دوست، همسایه، همکار، کارفرما و تقریبا همه کسانی که به نوعی با اعتیاد ارتباط دارند را نابود و یا متاثر می سازد. لذا هر چند ممکن است شمار معتادین به الکل در درجات مختلف آن یک، دو یا سه میلیون نفر باشد، لیکن افرادی که زندگیشان به طور غیر مستقیم از الکلیسم لطمه دیده است تقریبا به 5 برابر این رقم بالغ می گردد. تا حدی که می توان این سوال را مطرح نمود که آیا کسی هست که زندگیش به نوعی تحت تاثیر اعتیاد واقع نشده باشد؟

 

 مطلب مرتبط: کمپ مدرن ترک اعتیاد و الکل فرمانیه: مصرف الکل چه تاثیری بر روی مغز نوجوانان می گذارد؟

 

فرضیه های غلط درباره ی اعتیاد و ترک اعتیاد

هر چند امروزه اعتیاد یک مشکل بین المللی است، اما وسعت و زشتی آن پیوسته از حد واقعی خود کمتر نشان داده شده است.

 

فرضیه های غلط درباره ی اعتیاد و ترک اعتیاد

 

دلایل معتددی را برای این امر می توان بر شمرد:

بسیاری از مردم هنوز درباره ی مواد اعتیاد آور و شخص معتاد دید بسیار محدودی دارند. بزرگسالانی که غالبا از فرط مشروب خواری مست و لایعقل می شوند و پشت سر هم سیگار دود می کنند، از اینکه ببینند بچه ها بوی چسب استشمام می کنند و یا سیگار و هروئین استعمال می نمایند، بسیار خشمگین می شوند.

افرادی که آرام بخش های "بنزودیازپام" مصرف می کنند از دیدن کسانی که کانابیس استعمال می نمایند آزرده خاطر می شوند. البته طرز فکر و موضع گیری های ما در این مورد، از شرایط، موقعیت اجتماعی، تجربیات شخصی، خانواده و قوانین و عرفهای محلی ما سرچشمه می گیرد.

در "مانهاتان" برای یک مدیر بازرگانی نوشیدن سه گیلاس مارتینی با ناهار امری طبیعی است. در منطقه آندز کارگریکه در کوهستان زندگی می کند برگهای کاکائو را که کوکائین از آن گرفته می شود، میجود و در جامائیکا بعضی از کارگران برای کسب انرژی کانابیس مصرف می نمایند.

روش های مصرف مواد مخدر در فرهنگ ما ریشه دارد و هیچگونه ماده مخدری در جهان وجود ندارد که مورد پذیرش جامعه ای و یا تایید قوانین آن قرار گرفته باشد، در حالی که همزمان و یا پیش از آن، فرهنگ و یا قوانین جامعه دیگر آن را مردود ندانند؟

طرح پاره ای استدلال های بی فایده و کاملا نظری در خصوص اعتیاد حتی موجب ابهام بیشتر مسئله شده و با ایجاد یک برداشت ناصحیح از مفهوم امنیت و سلامت اجتماع در میان سیاستمداران، پزشکان و افراد معتاد بر وسعت مشکل حاضر افزوده است.

برای مثال کوشش هایی به عمل آمده تا مواد مخدر به دو نوع "قوی" و "ملایم" تقسیم بندی گردد. موادی مانند هروئین و کوکائین را در گروه اول و داروهایی چون آرام بخش های بنز و دیازپام را در گروه دوم طبقه بندی کرده اند. در حالی که ثابت شده این تقسیم بندی عاری از هرگونه، پایه و مبنای منطقی و علمی است، چرا ک آرام بخش های بنزودیازپام، نیز می توانند به همان درجه مواد "قوی" خطرناک و اعتیاد آور باشند.

بعضی نیز خواسته اند که بین بستگی، عادت و اعتیاد تفاوت قائل شوند. سال های مدید آمفتامین ها را به عنوان ماده ای که فقط اعتیاد ضعیفی ایجاد می کند می شناختند و استدلال می شد که این دارو نمی تواند اعتیاد آور باشد. این گونه برخورد سبب گردید که داروهای آمفتامین به نحو گسترده ای تجویز شود و باعث بدبختی ها و آلودگی های بسیار گردد. امروزه اکثر متخصصان این نکته را پذیرفته اند که هرگونه ماده ای که مغز انسان را تحت تاثیر خود قرار دهد، مسلما اعتیاد آور است و لذا واژه هایی از قبیل تمایل، عادت و اعتیاد مترادف یکدیگر و دارای معنای واحدی می باشند.

برخی از متخصصین بر این عقیده اند که بین موادی که اعتیاد جسمانی می آورند و آنهایی که موجب اعتیاد روانی می شوند تفاوت های اساسی وجود دارد. این گروه اظهار می دارند که داروهای نوع اول دارای آن چنان اثری در بدن انسان است که ترک آن ها منجر به واکنش های ناهنجار جسمانی در مصرف کننده می شود و نتیجه می گیرند که اعتیادهای روانی خطر کمتری داشته و معالجه آن نسبت به اعتیاد جسمانی آسان تر صورت می گیرد. لیکن امروزه موارد و شواهد حاکی از این است که به دلیل ارتباط فوق العاده زیاد میان این دو نوع اعتیاد تفکیک آثار و علائم هر یک بی اندازه مشکل است. به طوری که اینک روشن شده اعتیاد روانی می تواند همانند هرگونه اعتیاد دیگری مخرب و خانمان سوز باشد.

 

 مطلب مرتبط: کمپ ترک اعتیاد: تاثیر مواد مخدر برروی نیروی جنسی

 

اشتباه دیگر محققان در مسئله اعتیاد آن است که بر این باورند که می توان خواص هر یک از مواد مخدر را در قالب مشخص و روشنی تعریف نمود. این طرز تفکر خود در عمل بر ابهام مسئله افزوده است چرا که این تنها خواص دارویی یک ماده نیست که آن را اعتیاد آور می سازد بلکه ترکیبی از خواص دارو، شخصیت فردی مصرف کننده و شرایط خاص اوست که در این امر دخالت دارد. برای مثال الکل می تواند بر افراد مختلف در زمان های متفاوت آثار گوناگونی بر جای بگذارد بطوریکه در یک محفل نیز افراد نسبت به مقدار مشابهی الکل واکنش های مختلفی نشان می دهند. به علاوه این واقعیت که دانشمندان جدیدا یک سری فراورده های تصفیه شده تولید نموده اند که غالبا خواصی کاملا متفاوت با ویژگی های داروی اصلی دارند، بر تیرگی تصویر موجود از مشکل افزوده است.به طور نمونه کوکائین از برگ کاکائو گرفته می شود اما این دو ماده خاصیت های بسیار مختلفی دارند. هروئین از تریاک به دست می آید اما از آن بسیار قوی تر است.

لذا برخورد ما با معتادین و اعتیاد آنان بایستی کاملا مورد تجدید نظر قرار گیرد زیرا امروزه در هرجلسه دادگاهی بخاطر ارتکاب جرمی ناشی از اعتیاد مورد محاکمه قرار می گیرد، به احتمال قوی اکثریت افراد حاضر در جلسه خود به نوعی معتاد به مواد مخدر هستند و بعید نیست که اکثر آن ها به سیگار، الکل و یا آرامبخش های بنزودیازپام معتاد باشند که از ماده هایی که متهم به خاطر در اختیار داشتن آن به زندان افتاده تحت محاکمه قرار گرفته است بسیار خطرناک ترند. عواملی چون شانس، تصادف، شرایط شخصی و وضعیت اجتماعی خارج از کنترل شخص، نوع ماده مخدر انتخابی فرد را تعیین می کند و لذا بایستی در برخورد با معتاد و اعتیاد عوامل یاد شده را در نظر گرفت.

 

 چگونگی تشدید مشکلات اعتیاد

این نکات به طور کلی نشانگر آن است که چرا مشکل اعتیاد در قرن حاضر بدون آن که دقیقا شناخته شود، با چنین ابعاد وسیعی توسعه یافته است، اما چگونگی ابتلای ما را به این مشکل عظیم بیان نمی نماید. در این ارتباط نیز عوامل موثر گوناگون وجود دارد که مهمترین آن ها بدون تردید میزان تحولاتی است که در دنیای ما طی صدسال اخیر به خاطر تغییرات بنیادین در سیستم ارتباطات، حمل و نقل، کشاورزی و غیره، رخ داده است، تحولاتی که ابعاد اساسی زندگی ما را تحت تاثیر خود قرار داده است.

 

چگونگی تشدید مشکلات اعتیاد

 

نکته مهمتر این که تحولات مزبوز با چنان شتاب چشمگیری صورت گرفته که ما قادر نیستیم خود را با روند سریع آن هماهنگ نمائیم لذا در برخورد با آن ها دچار تنش هایی می شویم که خود موجب مشکلات جسمی و روانی گوناگون می گردد و برای هموار کردن آن ها به طیف وسیعی از مواد مخدر گوناگون روی می آوریم و انتخاب ما از میان آن ها نیز دقیقا به طبیعت، محیط زندگی و مردمی که با آنان معاشریم و نیز به میزان سهولت دسترسی به آن ماده بستگی دارد.

باید گفت که هیچ زمانی مانند عصر حاضر مواد بالقوه اعتیاد آور این چنین در بازار موجود نبوده است. امروزه شخصی که تحت فشار قرار دارد نمی تواند بین مخدرهای قانونی مانند سیگار، الکل، آرامبخشها که با ظرافتی خاص و با روشهای تشویقی و بازاریابی موثر تبلیغ شده از یک طرف و مخدرهای غیر قانونی مانند کوکائین، هروئین، mdma و ماری جوانا که بوفور و به گونه ای فریبنده در دسترس می باشد از طرف دیگر، یکی را انتخاب نماید.

درست است که مردم از دیرباز برای ایجاد نشاط در خود از موادی مانند برگ درختان، شیره ی گیاهان و داروهای مناسب در تقویت تخیلات و اوهام، استفاده نموده اند اما هیچگاه تا این حد مردم برای گرفتن عصاره و تهیه و تولید و اشاعه اینگونه مواد از خود تمایل نشان نداده اند. گذشته از این، این حقیقت که بشر امروزی قادر است در فاصله چندساعت از یک سوی دنیا به سوی دیگر آن پرواز کند و عادات و سنن خود را با مردمی از نژادهای مختلف تبادل نماید، بر ابعاد و وخامت موضوع به طور چشمگیر افزوده و مشکلات فراوانی را پدید آورده است. زیرا ما ناگهان خود را با مواد مخدری در ارتباط یافته ایم که برای آن ها هیچگونه مصارف فرهنگی و قومی نداشته ایم.

 

 مطلب مرتبط: ماهیت بیماری اعتیاد

 

هر کشور مواد مخدر مورد قبول خود را دارد که از آن ها برای افزایش کارایی ذهن و کمک به مردم در کار و یا استراحت استفاده می نماید و این مواد در مرز و بوم طبیعی خود نسبتا بی ضرر می باشد. اما نزدیک شده قاره های به یکدیگر مجموعه ای بین المللی از مواد تخدیری فوق العاده خطرناک را در اختیار ما قرار داده است، بطوریکه امروزه مردم غرب به تریاک و مشتقات جدید آن که حتی به آسانی در اختیار شرقی ها قرار ندارد دسترسی پیدا نموده و شرقی ها نیز در عوض به مشروبات الکلی راه یافته اند.

این واقعیت که مواد مخدر امروزه در سراسر جهان عرضه می شوند، بحران و نگرانی بسیاری را فراهم نموده است. در غرب ما از کشورهایی که به کشاورزان خود اجازه کشت خشخاش و یا کاکائو را می دهند شکوه می کنیم و بر این نکته پا می فشاریم که آن ها این محصولات طبیعی و قدیمی خود را باید از بین ببرند و نیز معترضیم که چون مواد مخدر می توانند براحتی از یک نقطه به نقطه دیگر جهان انتقال یابند، وضع قوانین ملی مادام که مورد حمایت یک قرارداد بین المللی واقع نشده عملا مثمر ثمر نخواهد بود، لیکن این دلایل برای آنان که محصولاتشان در حال نابودی است تو خالی و یک طرفه به نظر می رسد زیرا علیرغم این که آن ها مصرف الکل ما را نمی پذیرند، شاهد عرضه میزان بسیار زیادی از مشروبات الکلی ما در مغازه ها و سوپرمارکت های خود می باشند. و هر زمان که ما را به خاطر انتقال ماده مخدر مطلوبمان به کشورشان مورد انتقاد و سرزنش قرار می دهند، آنان را مردمان عقب افتاده و غیر عادی می خوانیم.

 

کوشش های ما به عنوان یک جامعه، برای برخورد با معتادان و کمک به ترک اعتیاد آنان در چارچوب همدردی و همسوئی با جامعه جهانی قرار نداشته، از این رو بدون تاثیر مانده و یا حتی اثرات معکوس برجای گذارده است.

 

حقوقدانان و سیاستمداران قوانینی را ناظر بر غیرقانونی دانستن انواعی از اعتیاد (چون اعتیاد به کانابیس و کوکائین) که از طرف بازرگانان قدرتمند حمایت نمی گردد تدوین کرده اند حال آن که آن دسته از مواد مخدری که از پشتیبانی صنایع و شرکت های بزرگ و نیرومند برخوردارند (مانند الکل و سیگار) همچنان آزادانه در دسترس همگان است.

به علاوه این حقوقدانان و سیاستمداران حساسیت کمی نسبت به کسانیکه از حدود همان قوانین تجاوز می نمایند ابراز می دارند. نظریه ای که امروزه الگوی کار قرار گرفته این است که برای درمان یک معتاد می باید وی را برای مدتی زندانی نمود. طنز مسئله در این است که آمار مردمی که مواد مخدر غیرقانونی مانند هروئین و کوکائین مصرف می نمایند، فقط دهها هزار نفر برآورد می شوند، در حالیکه تعداد کسانی که به مصرف مواد مخدر قانونی مانند سیگار و الکل و آرامبخشها ابتلا دارند از مرز میلیونها نفر می گذرد.

در بند کردن معتاد بی فایده است، زیرا بمجرد اینکه وی از این بند رهائی یابد، دوباره به عادت دیرین خود باز می گردد. فشارها و کششهایی که او را اسیر دست اعتیاد نموده تغییر نیافته اند ( و در واقع احتمال دارد که محیط زندان وضعیت را وخیم تر هم بسازد) و لذا واکنش های وی نسبت به محیط خارج نیز عوض نمی گردد. این است که معتاد دوباره به عادات قدیمی و زشت خود باز می گردد که این بار نقش شرایط اجتماعی برای کشاندن دوباره ی او به سوی اعتیاد موثرتر از نیازهای بدنی او است. بنابراین فرستادن معتادان به زندان فقط احتمال این را که آنان همچنان معتاد باقی بمانند افزایش داده و کار بیشتری انجام نمی دهد.

روش های پزشکی نیز آن طور که باید به خوبی بررسی و بکار گرفته نشده اند. پزشکانی که با معتادان ارتباط دارند غالبا آن ها را به عنوان یک بیمار و اعتیادشان را به مانند عارضه ای که می بایستی ریشه کن گردد، می نگرند و در پایان یک دوره ی "موفق" مداوا معتاد را دقیقا به سوی همان شرایط و محیط اجتماعی که قبلا در آن بوده رها می سازند و بعد هم از این که او دوباره به عادات ناپسند خویش بازگشته شگفت زده می شوند. لیکن واقعیت امر این است که این پزشکان هیچ کاری برای تغییر بافت روحی و انگیزه ها و نحوه ی زندگی معتاد انجام نداده اند.

 

کمپ ترک اعتیاد فرمانیه برای ترک اعتیاد چه کاری انجام میدهد؟

بار مراقبت و ایجاد محیطی امن و بدون دغدغه و اضطراب برای معتاد بر دوش دوستان و بستگان وی قرار دارد. خسارات و زیان های ناشی از این طاعون خانمان سوز قرن بیستم به خود معتاد محدود نمی شود بلکه آثار منفی و ویرانگر آن میلیونها نفر از افراد بیگناه را نیز در بر می گیرد که بدون هیچگونه آموزش و آمادگی قبلی و صرفا با انگیزه های گوناگونی چون عشق، احساس تقصیر، ترس و همدردی تلاش می نمایند تا نیازهای اجتماعی، روحی، احساسی، معنوی و جسمی معتاد را برآورده سازند.

کمپ ترک اعتیاد فرمانیه سعی دارد که انواع اعتیاد را که به نحوی رایج، جهان امروز را با مشکل روبرو ساخته، مورد بررسی دقیق قرار دهد و در این راه دلایل وجود این همه مواد اعتیاد آور و راههای ترک اعتیاد که بدون تردید بزرگترین دشمن سلامت و بهداشت قرن بیستم بشمار می رود بیان دارد.

در کمپ فرمانیه علاوه بر کمک به فردی که بیماری اعتیاد دارد و در حال حاضر مصرف کننده مواد مخدر یا محرک یا حتی الکل است، سعی می شود با برگزاری جلسات هفتگی خانواده، به اطرافیان فرد معتاد در حال ترک کمک کنیم تا بیماری اعتیاد را بهتر و بیشتر بشناسند.

امیدواریم که مقالات مرکز ترک اعتیاد فرمانیه هم برای هزاران معتاد و هم برای کسانیکه در مسیر کمک و ترک اعتیاد آن ها گام بر می دارند راهگشا باشد.