کمپ ترک اعتیاد فرمانیه: برخورد پزشکی با افراد مبتلا به بیماری اعتیاد

کمپ ترک اعتیاد فرمانیه: برخورد پزشکی با افراد مبتلا به بیماری اعتیاد

دیدگاه ما در کمپ ترک اعتیاد فرمانیه این است که هنگامی که پزشک با معتادی روبرو می‌شود که می‌خواهد ترک اعتیاد نماید، روش مورد استفاده برای مداوا بستگی به معتاد، پزشک و موضوع اعتیاد دارد. اساسا چیزی به نام نوع معتاد یا حتی نوع معتاد هروئین وجود ندارد. هر موردی با دیگر موارد متفاوت است و همینطور راه حل‌های موفقیت آمیز نیز با یکدیگر متفاوت هستند.

برای تمامی معتادین، اولین قدم غالبا مشکل ترین مرحله رهایی اولیه از اعتیاد است. مراحل ترک ناراحت کننده، دردناک و حتی خطرناک‌اند و معتاد به هرگونه کمک تخصصی ممکن نیاز دارد زیرا عمدتا با راهنمائی‌های صحیح امکان دارد بتوان عوارض روند ترک را به حداقل تقلیل داد.
ماده‌ی مخدری که به هنگام ترک آن، عوارض دردناک بیشتری ظاهر می‌شود احتمالا هروئین است. اکنون سال‌هاست که کارگردانان سینمایی تصویر وهشتناکی ار معتادین هروئین را در گذر از مرحله‌ی ترک نشان داده‌اند. آنان تصویر متداول معتادی را نشان می‌دهند که از درد فریاد می‌زند و سعی دارد با ترسناکترین کابوس‌ها مقابله نماید.
ترک هروئین در عمل ندرتا چنین ناهنجار است. اکثر پزشکان کاردان اظهار دارند که مشکلات جسمانی که به هنگام ترک اعتیاد معتاد با آن روبرو می‌گردد کمی بدتر از یک آنفلونزای شدید است. بر اساس گزارشی که در مجله‌ی اخبار پزشکی در ماه جولای 1984 منتشر گردید معتادین به هروئین با مصرف قرص‌های ملایم مسکن، استراحت، کیسه آب گرم و استحمام پی در پی با آب گرم باید بتوانند با علائم جسمانی ترک برخورد نمایند.

 

 

جایگزین کردن مواد مخدر فرد با مواد مخدری مانند متادون توسط پزشکان

نکته‌ی فاجعه آمیز در ارتباط با ترک هروئین آن است که طی قرن گذشته غالبا از «مداوایی» برای ترک هروئین استفاده نموده‌اند که عملا نوعی مشکل را جایگزین مشکل قبلی می‌نماید. این نوع مداوای جایگزینی بر این نظریه استوار است که با تجویز یک داروی بی خطر و غیر اعتیاد آور امکان دارد بتوان دردهای سخت ناشی از ترک را برای معتاد قابل تحمل نمود و آثار نامطلوب حاصل از روند ترک را به حداقل کاهش داد. اما مشکلات ناشی از موادی که برای تسهیل مراحل ترک مصرف می‌شود خود معمولا به اندازه‌ی ماده‌ی مورد اعتیاد اصلی است. برای نمونه در قرن نوزده پزشکان برای مداوای معتادین به تریاک تزریق مرفین را تجویز نمودند و سپس هروئین را برای ترک اعتیاد به مرفین پیشنهاد کردند.

طی قرن حاضر انواع مختلفی از مواد برای کمک به معتادین در ترک هروئین استفاده شده است. مداوا از راه شوک الکتریکی (که توسط آن الکتریسیته بر مغز وارد می‌شود به امید اینکه تاثیر مفیدی بر فعالیت مغز خواهد داشت) نیز آزمایش شده است همچنان که انواع مختلفی از داروها نیز در این روند به کار رفته است. با وجود این ماده‌ای که معمولا به هنگام ترک هروئین مصرف می‌شود متادون است که برای اولین بار در مداوای معتادین به هروئین در سال 1964 در ایالات متحده مورد استفاده قرار گرفت. در آن هنگام ادعا گردید که این دارو بی خطر است و آثار جانبی ناشی از آن اندک و خفیف است.
استدلال این بود که بکارگیری این دارو در ترک هروئین امتیازات مهمی دارد از جمله ادعا شد که به علت باقی ماندن طولانی اثر متادن می‌توان روزانه یک قرص به معتادین در کلینیک‌های تخصصی داد. به این معنا که نیاز نیست مقداری از این قرص برای به همراه بردن در اختیار معتادین قرار گیرد.
دیگر اینکه ادعا شد چون متادن هیچگونه وابستگی ایجاد نمی‌کند معتاد برای ادامه تاثیر آن احتیاج به افزایش میزان مصرف ندارد.
ادعای دیگر این بود که متادن نه تنها معتادین را وادار به داشتن فعالیت نسبتا مستمری می‌نماید بلکه در سراسر روز آنان را بدون احساس نشئگی یا کیف، سر حال نگه می‌دارد.
با آگاهی از این امتیازات صدها تن از پزشکان به تجویز متادن برای کمک به ترک اعتیاد معتادین هروئین پرداختند.
متاسفانه در مدت زمانی کمتر از ده سال آشکار شد که تنها کاری که پزشکان در استفاده از متادون برای کمک به ترک هروئین انجام داده‌اند جایگزین یک اعتیاد با نوع دیگر آن بوده است. برای نمونه تا سال 1972 در ایالات متحده آمریکا 80000 مصرف کننده متادون وجود داشت. امروزه اعتیاد به متادون همراه با اعتیاد به هروئین مشکل بزرگ اعتیاد به مواد مخدر در سطح بین المللی را تشکیل می‌دهند. پزشکان با استفاده از متادون نه تنها به بیماران خود هرگز کمکی نکرده‌اند بلکه در واقع می‌توان گفت با توجه به بازار سیاهی که امروز برای فروش متادون وجود دارد آنان مشکل اعتیاد را وخیم‌تر ساخته‌اند. 
هنگامی که ثابت شد متادون آن داروی معجزه آسایی که در ابتدا می‌انگاشتند نیست پزشکان برای کمک به معتادین هروئین از مواد دیگری استفاده نمودند.
اعتیاد آوری پروپوکسی فین (قرص مسکنی که یکی از مشتقات متادون است اما به نظر می‌رسید از آن کمتر اعتیاد آور باشد) نیز ثابت گردید و گفته شد که اگر با الکل مخلوط گردد بالقوه مرگبار است.
مصرف تعداد بسیار زیادی از قرص‌های ویتامین ث نیز بی فایده بود و منجر به ایجاد سنگ کلیه شد. قرص ناکسالن نیز علائم آنچنان ناخوشایندی به وجود آورد که در عمل ارزش بسیار کمی یافت. در فاصله‌ی زمانی که ما این اطلاعات را در مرکز ترک اعتیاد VIP فرمانیه به رشته تحریر در آورده‌ایم و هنگامی که شما آن را می‌خوانید در گوشه‌ای از جهان فردی داروی دیگری برای کمک به ترک مواد مخدر تولید نموده و آن را بی خطر و غیر اعتیاد آور اعلام نموده است. اما امکان بسیار دارد که تا یکسال دیگر آن دارو نیز مشکلات خود را نشان دهد و ثابت شود که اعتیاد آور است.

 

برخورد پزشکی با افراد مبتلا به بیماری اعتیاد


نقش پزشک عمومی

آنچه از بحث‌های گذشته در می‌یابیم آن است که بالاترین کمک پزشکان به معتادانی که به آنان رجوع می‌نمایند یاری آنان در ترک کامل مصرف مواد مخدر است. روش ترک مواد مخدر از طریق یک ماده مخدر جایگزین به ندرت در بلند مدت موفق بوده و تنها امتیازش این است که معتاد علیرغم سابق قادر شود مواد مخدر جایگزین را به طور قانونی به دست آورد. 
اکثر تجربیات موجود برای آسان نمودن دردهای ناشی از ترک توسط متخصصین در بیمارستان‌ها یا کلینیک‌های تخصصی که به این منظور تاسیس یافته است. اما معتادان برای دریافت کمک به جای مراجعه به پزک متخصص، بیشتر به پزشک عمومی مراجعه می‌نمایند. از نظر معتاد از بعضی جهات پزشک عمومی مفیدترین فرد صاحب نظر است. در هنگامی که یک معتاد به پزشک خانوادگی خود مراجعه می‌نماید او کسی را ملاقات می‌کند که از مدت‌ها قبل وی را می‌شناخته و به او اعتماد دارد و می‌تواند یک رابطه‌ی مستحکم شخصی با او ایجاد نماید. پزشک عمومی احتمالا یک درمانگاه نسبتا نزدیک به مطب خود دارد و می تواند فواصل مداوای بیماران خود در اکثر اوقات روز برای مشاوره‌های فوری در دسترس باشد تا او دوران ترک را هرچه آسان تر و بی خطرتر بگذراند.
متاسفانه به ندرت پزشکان عمومی مایلند وقت خود را صرف معتادین نمایند و برای این عدم تمایل دلایلی چند موجود است. پزشکان عمومی معمولا از معتادین به مواد مخدر به دلایلی تقریبا می‌ترسند. نگرانی اصلی آنان این است که در ترک اعتیاد مشهور شده و با گروهی از بیماران مشکل آفرین و وقت گیر روبرو شوند. دیگر اینکه شمار بسیار کمی از معتادین مایلند مواد مخدر مورد مصرف خود را ترک نمایند و اکثر بیماران حتی در صورت مصمم بودن به کاهش مصرف انتظار دارند که مقداری مواد مخدر برای آنان تجویز شود. پزشکان از این می ترسند که در صورت شروع به تجویز یک ماده اعتیاد آور با تقاضای دیگر معتادین محلی روبرو شوند. به ویژه آنکه با تجویز ماده مخدر برای یک معتاد توجه پلیس محلی یا سازمان‌های ملی که برای کنترل مقررات ایجاد گردیده جلب می شود. زیرا برخی از این سازمان‌ها نسبت به پزشکانی که رفتار ملایم و محبت آمیزی با معتادین خود دارند با قدرت برخورد نموده‌اند. همچنین اکثر پزشکان به خوبی می‌دانند که گاه معتادین رفتار خشنی دارند و برای دسترسی به ماده مخدر به دروغ متوسل می‌شوند.
پزشکان همچنین آگاهند که معتادین به صرف وقت و توجه بسیار نیازمند بوده و در عین حال در آمدی را نیز برای آنان فراهم نمی‌سازند، مگر اینکه پزشک آماده باشد در قبال دریافت پول نقد مواد مخدر را تجویز نماید.
نکته‌ی دیگر اینکه پزشکان در ارتباط با پیدایش اعتیاد به مواد مخدر بار سنگین تقصیر را همگی بر دوش می‌کشند، زیرا این حرف پزشکی بوده که موجب پدید آمدن بخش مهمی از مسائل اعتیاد به مواد مخدر در سال‌های 1980 شده است. تجویز بیش از حد ترکیبات داروئی باربی چوریت توسط پزشکان موجب شد تا مشکل باربی چوریت به وجود آید. همینطور تجویز بیش از اندازه ترکیبات داروئی آمفتامین و نیز دیازپام مشکلاتی خاص به وجود آورد. شگفت انگیز اینکه برای پزشک عمومی غالبا پذیرش مشکل اعتیاد به اندازه‌ای دشوار است که اهمیت و یا کلا وجود آن را انکار می‌نمایند.
نهایت اینکه پزشکان نمی‌دانند چگونه با اعتیاد روبرو شوند، زیرا در آموزش پزشکی به ندرت اطلاعاتی در مورد اعتیاد به مواد مخدر وارد شده است و بالنتیجه آنان در رویارویی با یک معتاد به مواد مخدر احساس عدم صلاحیت و سرگردانی می‌نمایند.
در سال 1984 یک گروه پزشکان انگلیسی که درباره‌ی موضوع وابستگی به مواد مخدر تحقیق و کار می‌نمود، در کوشش برای حل این مشکلات و یاری رساندن به پزشکان عمومی انگلستان جزوه‌ای تحت عنوان "راهنمایی برای طبابت خوب در مداوای سوء کاربرد مواد مخدر" انتشار دادند. این جروه در سراسر انگلستان توزیع شد و قصد این بود که از آن به عنوان یک کتاب راهنمای عملی استفاده گردد.
متاسفانه به نظر می رسد که این گروه تحت تاثیر و نفوذ تماس‌های بیش از اندازه با مقامات اداری انگلستان قرار گرفته و مدرکی غیرقابل مطالعه و استفاده تهیه نمودند که احتمالا در قفسه‌های بایگانی و حتی در سبدهای کاغذ باطله جای گرفت. مشکل می توان گفت که بیش از چند تن آن را خوانده یا چیزی از آن آموخته باشند. اما بد نیست که گفته شود که این سند دولتی حاوی بعضی اطلاعات شگفت انگیز است. برای نمونه این گروه تحقیقی مدعی است که عوارض مشخص ترک در بیمارانی که مصرف ترکیبات بنزودیازپام را پس از سه یا چهار ماه مصرف به یکباره ترک کرده اند مشاهده شده است. بعضی از کارشناسان این مدت را برای اعتیاد به ترکیبات داروئی بنزودیازپام زیاد می‌دانند.
جای تاسف است که یک اقدام رسمی برای تشویق پزشکان عمومی در حمایت و یاری رساندن معتادین مواد مخدر تا این اندازه باید ناتوان و غیر موثرباشد. زیرا تمام شواهد گویای این است که اگر پزشکان عمومی مورد تشویق و حمایت قرار گیرند تا با علاقمندی به مشکل اعتیاد پردازند نقش بسیار پر ثمری را در کمک به ترک اعتیاد معتادین خواهند داشت.

 


کمک پزشکان به الکلی ها

پزشکان عمومی به صورت گروهی در کمک به بیماران خود بخصوص برای ترک سیگار موفق بوده‌اند. بعضی نیز در ترک اعتیاد الکلی‌ها موفقیت نسبی داشته‌اند. در اینجا یکی از موثرترین مداواها کاربرد داروهایی مانند دی سولفی رام بوده است. (که غالبا تحت عنوان آنتابوز تجویز شده است). این ترکیب از بیست و پنج سال پیش برای مداوای الکلی‌ها در دسترس بوده و اگرچه نظریات کارشناسی در خصوص ارزش آن با یکدیگر متفاوتند، پزشکان عمومی علاقمند مدعی اند که ترکیب دارویی مزبور بسیار موثر است. تاثیر این دارو از راه متوقف کردن متابولیسم الکل است و اگرچه عکس العمل افراد در مقابل آن بسیار گوناگون است، اما بعضی پزشکان موفقیت قابل ملاحظه‌ای در کاربرد آن داشته اند.
روش کار نسبتا ساده است. پزشک به بیمار قرص‌هایی برای مصرف می‌دهد (یا توسط جراحی مقداری از این دارو را در معده بیمار جای می‌دهد) و به معتاد اعلام خطر می‌کند که در صورت نوشیدن الکل بیمار می‌شود. موثر بودن این ترکیب داروئی عمدتا بستگی به مصمم بودن فرد در قطع نوشیدن الکل دارد. بیماری که برای ترک الکل انگیزه‌ای کافی دارد تا زمانی که قرص‌ها را به طور منظم مصرف می‌نمایند برایش سودمند خواهد بود.
اگر چنین فردی پس از مصرف قرص الکل بنوشد بیمار خواهد شد و علائم آن عرق کردن، برافروختگی صورت، گرفتگی قفسه سینه، بیهوش شدن و استفراغ است. تمام این علائم فقط با چشیدن الکل پدید می آید.

 

 

 مطلب مرتبط: همه چیز درباره اعتیاد به الکل و روش قطع مصرف در کمپ ترک اعتیاد

 


نقش بیمارستانها، کلینیک ها و مراکز مسکونی

پزشکان عمومی واقعا دارای نقش مهمی در مداوای اعتیاد به مواد مخدر هستند و ما در کمپ ترک اعتیاد فرمانیه عقیده داریم که اگر آنان از آموزش بهتری برخوردار بوده و به صرف وقت بیشتری برای پرداختن به معتادین تشویق می‌شدند نقش بسیار قاطع تری می‌توانستند ایفاء نمایند. اما برای بسیاری از بیماران به ویژه آنان که مواد مخدری سستی آور چون هروئین مصرف نموده و یا اعتیاد آنان را به موجودی بی خانه و عمدتا غیرقانونی تبدیل نموده است کمک‌های حرفه‌ای از نوع بیمارستان، کلینیک‌های تخصصی یا نوعی مراکز مسکونی خواهد بود که در آن کارشناسان کمک هایی در تقویت جسم و روان و رفع مشکلات اجتماعی در اختیار آنها می گذارند و نیز از انها در مقابل قاچاقچیان و فروشندگان مواد مخدر و مجریان قانون حمایت می نمایند. در بسیاری از مراکز مسکونی کارشناسانی که در این امر دخالت دارند تعدادی از معتادین پیشین می باشند که از آنچه که بر سر معتاد می آید خود به خوبی مطلع‌اند.
شواهد بسیاری در دست است که نشان می‌دهد این مراکز در صورتی که به خوبی سازمان یابند نقش مهمی در مداوای افراد معتاد به هروئین خواهند داشت. (صرف واقعیت اعتیاد به هروئین موجب نیاز آنان به این نوع حمایت تخصصی نمی‌شود بلکه طبیعت غیر قانونی بودن ماده‌ی مخدر مورد مصرف است که موجب می‌شود معتادین بی خانه، وحشت زده، بیکار و تنها باشند). یک مرکز مسکونی مناسب امکان مساعدت و مداوای پزشکی در موارد عفونی و دیگر مشکلات جسمانی معتاد، مشاوره گروهی، غذای خوب و ایجاد محیط دوستانه برای معتادین را در بر خواهد داشت.
برخورداری از یک روس منظم زندگی، هدفمندی و قبول بعضی مسئولیتها قطعا برای موفقیت معتادان مفید خواهد بود. 
با وجوداین نکته تاسف بار این است که این تعداد مراکز برای بستری کردن تمام معتادین نیازمند تنها کافی نیست بلکه نزدیک به حد کفایت هم نیست. در بریتانیا در سال 1984، 84  تختخواب رسمی برای معتادین وجود داشت. هنگامی که این رقم بر آورده شد در روزنامه تایمز منتشر گردید بین 50 تا 60 هزار معتاد در کشور وجود داشت و دولت نیز برنامه‌ای برای افزایش تعداد آنها در مناطق مسکونی نداشت. تنها معتادینی می‌توانستند امیدوار به بستری شدن و دریافت مراقبت‌های ویژه آن باشند که یا نزدیکان آنان از عهده پرداخت هزینه مداوای خصوصی بر آیند (که بسیار عالی است اما به نحو سرسام آوری گران است) و یا به یافتن مرکزی که توسط سازمانی داوطلب اداره می‌شد توفیق یابند.

 


اشکال دیگر مداوا

رفتار درمانی تنها شکلی از مداوا است که به نظر می‌رسد دارای ارزش واقعی باشد. این نوع مداوا در سطح ساده متکی به تشویق فرد معتاد به هنگام موفقیت و انتقاد و تنبیه وی به هنگام شکست است. والدین از مداوای رفتاری همواره استفاده می‌کنند. انتقاد آنان به بچه‌ها برای تمام نکردن غذای خود موجب می‌شود که بچه‌ها به نحو موثری آموزش می‌بینند که در صرف غذا بشقاب خود را کاملا خالی می‌نمایند (این نوع مداوای مخرب رفتاری در حقیقت سبب بیماری از عادات بد در غذا خوردن است).
افرادی که حیوانات خانگی دارند نیز از رفتار درمانی استفاده می‌نمایند. هنگامی که توله سگ یا بچه گربه آن‌ها آشپزخانه را با مدفوع خود آلوده می‌سازد به آن پرخاش می‌کنند و وقتی از جعبه ماسه برای عمل دفع خود استفاده می‌نماید با محبت او را مورد ستایش قرار می‌دهند.
مداوا از راه متنفر کردن نیز نوعی مداوای رفتاری است که بسیار برای معتادین متداول است. بیمار تدریجا آموزش می‌بیند که اعتیاد خود را با تنبیه یا نوعی درد تداعی نماید. این مداوا از سوی بسیاری از پزشکان معتقد به آن مورد استفاده قرار گرفته و توسط بعضی از آنان در برخی بیمارستان‌ها و مراکز بکار می‌رود. برای نمونه استفاده از این روش در مداوای الکلی‌ها بسیار متداول است. پس از انکه دارویی مانند دیسویفتران به فرد داده می‌شود نوشابه‌ای الکلی در اختیار وی می‌گذارند تا بنوشد ترکیب این دو با هم حال وی را بسیار دگرگون می‌سازد. نظر این است که اگر فرد الکلی چندبار در معرض این تجربه ناخوشایند قرار گیرد در وی یک زدگی واقعی نسبت به الکل به وجود خواهد آمد و نوشیدن آن را متوقف خواهد نمود. هر یک از این روش‌های مداوا طرفدارانی دارد.

 

برخورد پزشکی با افراد مبتلا به بیماری اعتیاد


اهمیت خودجوشی و شرایط شخصی در ترک اعتیاد

بعضی افراد بر این باورند که پاسخ واقعی به مسئله‌ی اعتیاد نزد پزشکان عمومی است. شماری دیگر استدلال می نمایند که راه حل موثرآن اختصاص منابع مالی بیشتر به برپایی مراکز تخصصی برای مداوای معتادین است و برخی معتقدند که تمام پاسخ‌ها در اختیار پزشکی راستین است، حال آنکه گروهی راه حل‌ها را در اختیار دیگر پزشکان می‌دانند. ما در مرکز ترک اعتیاد فرمانیه معتقدیم که که پزشکان عمومی، متخصصین بیمارستانی و شماری از طبیبان دیگر در مداوای اعتیاد به مواد مخدر همگی نقشی را دارا می‌باشند، اما هیچیک از این متخصصین بدون کسب اطمینان از انگیزه کامل معتاد برای ترک و نیز بدون تضمین ایجاد تغییراتی در شرایط اجتماعی و شخصی وی که نیاز به کمک از محیط خارج را کاهش می‌دهد، امیدی به مداوای معتاد ندارند. اگر قرار باشد طرحی برای ترک اعتیاد با موفقیت روبرو گردد ایجاد انگیزه در معتاد یکی از نخستین قدم‌هایی است که بایستی برداشته شود. هرگونه روشی بدون کمک و همکاری مشتاقانه خود معتاد وتصمیم قاطع وی در ترک، محکوم به شکست است و در این روند حداقل مسئولیت پزشک آن است که در ایجاد انگیزه در نوع درست آنان به معتاد یاری دهد. 

انگیزه، منابع بسیار و اشکال مختلفی دارد. بیماری‌های ناشی از اعتیاد ممکن است نهایتا یکی از عوامل چاره ساز و معتاد را به تغییر روش زندگی خود تشویق نماید. بیش از 60 درصد از سیگاری‌هایی را که به یکی از بیماری‌های ناشی از سیگار کشیدن مبتلا می‌باشند می‌توان وادار به ترک کامل سیگار نمود و 20 درصد دیگر را به کاهش میزان قابل توجهی از مصرف سیگار آنان وادار ساخت: حاملگی، روز تولد، کار جدید، معاشرت با دوستان و یا قولی برای خانه‌ی جدید نیز امکان دارد از نیروهای مشوق ترک باشند.
شمار نیروهای محرک و انگیزه های ترک به فراوانی تعداد معتادین است. ایجاد یک انگیزه کافی برای ترک در معتاد زمینه بهتری را برای کمک به وی فراهم می‌نماید. تا زمانی که نتوان در وضع اجتماعی معتاد بهبودی پدید آورد و مشکلات اجتماعی وی را تا حدی از میان برداشت شانس بسیار کمی برای کمک به معتاد در دراز مدت وجود دارد. یاری و مساعدت در بهبودی وضع شخصی بیمار نیز باید از دیگر مسئولیت های پزشک باشد.
در پایان یک برنامه‌ی موفقیت آمیز ترک پس از گذشت دوازده ماه از هر پنج نفر معتاد به هروئین 4 نفر آنان دوباره شروع به مصرف می‌نمایند. مصرف مجدد هروئین به علت عدم تحمل و مقاومت معتادان در مقابل اعتیاد جسمانی نمی‌باشد بلکه به جهت عدم تغییر محیط آنان است و بنابراین راه حلی که برای ترک انتخاب می‌نمایند نیز خود به اعتیاد می‌انجامد.
در روند ترک سیگاری‌ها نیز وضعیت بسیار مشابهی دارند. اکثریت افرادی که ترک سیگار می‌نمایند پس از چند ماه نه به سبب ادامه اعتیاد به دخانیات بلکه به علت تغییر نیافتن مسائل و تنش‌های زندگی و اینکه هنوز راه حل جایگزینی نیافته اند مجددا به سیگار روی می‌آورند. بسیاری از این اصطلاح کارشناسان فراموش می‌نمایند که این تنها ماده مخدر نیست که سبب اعتیاد می‌گردد و برای کسب موفقیت در برنامه مداوا بایستی توجه را نه به اعتیاد، بلکه به فرد معتاد معطوف ساخت.
اگر معتادی را تا حد ترک اعتیاد یاری دهند و سپس وی را به محیط زندگی گذشته اش رها سازند، احتمال بسیار می‌رود که مصرف ماده‌ی مخدر را از سر گیرد. او با همان معاشرین قبلی معاشرت خواهد کرد، همان عادات بد را می گیرد با همان مشکلات پیشین روبرو می‌گردد، تحت فشار همان فروشندگان قاچاق مواد مخدر و همان خواسته‌های گذشته خویش قرار خواهد گرفت و نیز امکانا همان پلیس‌های قبلی وی را تعقیب می‌نمایند. تمام این عوامل موجب می‌گردد که اجرای یک برنامه موفقیت آمیز برای بازسازی فرد معتاد غیر ممکن گردد، اما اگر بتوان معتاد را دوباره سر و سامان داد خانه، کار و روش زندگی قانونی در اختیارش نهاد، احتمال دور باقی ماندن او از مواد مخدر بسیار بیشتر است. طی جنگ ویتنام عده‌ای از سربازان هنگامی که در ویتنام بودند به هروئین معتاد شدند. یکسال پس از مراجعت به ایالات متحده بسیاری از آنان موفق شدند با مشکلات اندک از عادات خود رها گردند که بسیار قابل ملاحظه بود. یاری به معتاد در فائق آمدن بر مشکلات شخصی و فشارهای زندگی نیز همین گونه اهمیت دارد. بیمارانی که برای تسکین درد داروهای آرام بخش مصرف می‌نمایند تا زمانی که درد آنها ادامه دارد به این نوع داروها متکی می‌گردند اما همزمان با رفع درد این داروها نیز از سوی آنان درخواست نمی‌گردد. فردی که مصرف مواد مخدر را به علت فشارهای زندگی شروع نموده در صورتیکه بعد از مداوا به خانه خود بازگردد و دقیقا تحت همان فشارهای زندگی قرار گیرد احتمال دارد به همان اعتیاد تسلیم گردد. همینگونه معتادی که مصرف مواد مخدر را به علت یکنواختی زندگی شروع کرده بعد از موفقیت در ترک عادت و مراجعت به منزل اگر زندگیش مانند گذشته یکنواخت باشد احتمال زیاد دارد که مصرف مواد مخدر را شروع نماید.
بیش از صد سال پیش به نحوی قاطع نشان داده شد که چنانچه شغل مناسبی در اختیار بیماران بیمارستان‌های روانی گذارند نیاز آنان به داروهای آرام بخش به شدت کاهش می‌یابد. اما بسیاری از پزشکان و مدیران از توجه به این تجربه اجتناب نمودند. ما هنوز اعتیاد را به عنوان یک بیماری جسمی می‌نگریم و علائم آن را نیز به عنوان مشکلی که نیاز به مداوای جسمانی دارد تلقی می‌نماییم  و ترجیح می‌دهیم برای تهیه دارو و برنامه‌های مداوا پول بپردازیم حال آنکه بایستی به مردم بیاموزیم که چگونه مقاومت نمایند، چطور با تنش و فشار برخورد کنند و چگونه برای خود یک زندگی پر بار و سودمند به وجود آورند.
برای اینکه معتاد اعتیاد خود را برای همیشه ترک نماید، در زندگی معمول او باید تنوعی ایجاد گردد و انگیزه ای که موجب اعتیاد وی گردیده باید به چیزی بی خطر و سودمند تغییر سمت و سو دهد و موقعیت اجتماعی و شرایط زندگی شخص معتاد باید بهبود یابد.
اکثر معتادین مصرف مواد مخدر را به این سبب شروع می‌نمایند که نیاز دارند از دنیای واقعی خود گریخته و خود را از آن مخفی سازند. اگر آنها پس از ترک مواد به دنیای بی رحم و غیرقابل تحمل پیشین بازگردند، بدون تردید مصرف مواد مخدر را دوباره آغاز خواهند نمود. باید همچنین به خاطر داشت که بین معتادین با یکدیگر و نیز راه حل‌های ترک اعتیاد تفاوت وجود دارد. مردم به دلایل گوناگون و متفاوتی معتاد می‌گردند و در واقع عکس العمل افراد در مقابل مواد مخدر با یکدیگر گوناگون است. واقعیت این بیان را در میهمانی بعدی که در آن شرکت دارید به آسانی درک خواهید نمود. فقط ببینید که وقتی مردم شروع به نوشیدن الکل می‌نمایند چه اتفاقی خواهد افتاد... بعضی حالت تهاجمی به خود می‌گیرند گروهی شوخ و مسخره می‌شوند، برخی خواب آلود شده، و بعضی دیگر بی ادب و حتی شهوت آلود می‌گردند. این واقعیت برای دیگر مواد مخدر نیز مصداق دارد.

 

 

 مطلب مرتبط: ترکیبات داروئی باربی چوریت (باربی توریت)، ماده اعتیاد آور مرگ آور

 


حمایت از معتادین

نکته حیاتی و مهمی که باید به خاطر بسپاریم این است که معتادی که مدت‌های مدیدی مواد مخدر مصرف نموده احتمالا فراموش کرده چه عکس العملی را باید در مقابل مسائل معمول شخصی و اجتماعی داشته باشد. در مدت زمان اعتیاد به مصرف مواد مخدر از مقابله شخصی با مشکلات اجتناب نموده و در پشت حصار دارو خود را پنهان نموده است و بدون کمک این مواد معتادان بلااستثناء در معرض تمام فشارهای جسمانی، ذهنی، اخلاقی، روحی و احساسی قرار خواهند گرفت. چنین فردی به محبت فراوان، همدردی و صبر افرادی که در اطراف وی می‌باشند نیازمند است. بدون شک برخی از این نیازها را می‌توان توسط خدمات پزشکی معمول پاسخ گفت. امروزه معتادین بیشماری وجود دارند که به وقت و کمک بیش از اندازه نیازمندند. افرادی که معتاد می‌گردند ضربه پذیر و غالبا به سبب هیجانات متلون و بی ثبات می‌باشند. آنان اکثرا رشد فکری کافی نداشته و جملگی در مقابل تنش و فشار حساس می‌باشند. مددی که آنان نیاز دارند بسیار بیش از آن حدی است که توسط پزشکان، بیمارستان‌ها یا کلینیک‌ها بتوان در اختیارشان نهاد.

این روزها سبب اصلی بیماری تنش، فشار و یکنواختی زندگی است که جامعه را به انواع اعتیاد تهدید می‌نماید. گستردگی این مشکل وسیع تر از آن است که توسط علم پزشکی حل گردد و یا لااقل این علم پاسخ‌هایی نسبتا اندک برای آن دارد. ما بر این عقیده‌ایم که راه حل این طاعون قرن بیستم در دست سازمان‌های داوطلبانه‌ای است که بدین منظور برپا  شده اند تا به معتادین و دوستان و خویشان آنان بیاموزند که چگونه با خود مقابله نمایند.
ثابت شده است که اعتیاد بزرگترین تهدید زندگی در قرن بیستم است. نکته طنز آمیز این است که در زمانی که پزشکی علمی سریعتر از هر زمانی در تاریخ گذشته رو به بهبود و پیشرفت است حربه‌ی رویارویی با این تهدید خانمانسوز در دست هیچیک از گروه‌های شفادهنده راستین نبوده بلکه در کف مدد یاران و خود افراد مورد ستم می‌باشد. مدت یک قرن یا بیشتر است که حرف پزشکی با سلب مسئولیت از ما در حفظ بهداشت و سلامت خودمان علیه ما توطئه نموده است. اما اکنون از طریق سازمان‌هایی مانند سازمان الکلی‌های پیشین می‌آموزیم که راه حل واقعی و دائمی برای این مشکلات پذیرفتن مسئولیت بهداشت و سلامت خودمان است.

 

کمپ ترک اعتیاد فرمانیه

کمپ ترک اعتیاد VIP فرمانیه با مدرن‌ترین امکانات به همراه مشاورین و مددیاران حرفه‌ای راهنمای شماست:

تلفن: 02122290484 - 02122295499

همراه: 09106886964