کمپ ترک اعتیاد: ارتباط افسردگی و بیماری اعتیاد!

کمپ ترک اعتیاد:  ارتباط افسردگی و بیماری اعتیاد!

طبق بررسی‌های کمپ ترک اعتیاد فرمانیه  همه انسان‌ها در طول عمر خود دچار غم، اضطراب، نگرانی، ترس، شادی، نفرت و... می‌شوند. این حالات هیجانی به خودی خود در یک سطح نرمال برای انسان مفید است و انسان بدون آن‌ها نمی‌تواند زندگی کند. به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که پدر خود را در یک سانحه تصادف از دست داده، این فرد احتمالا دچار افسردگی خواهد شد ولی این افسردگی تا یک محدوده زمانی و در یک سطح نرمال برای فرد نیاز است، به عبارتی این فرد نیاز دارد که به درون خود مراجعه کند و با خود و دنیای خود خلوت کند و به سوالات خود راجع به حادثه‌ای که اتفاق افتاده و تخلیه احساسات خود بپردازد، اما اگر همین فرد بعد از گذشت دو سال، هنوز دچار این حالت بود، دیگر نباید افسردگی خود را نرمال دانست بلکه وی دچار بیماری روانی به نام افسردگی شده است.

در مورد اضطراب نیز چنین است. وجود سطح مشخصی از اضطراب در هر فرد نه تنها قابل انتظار، بلکه مورد نیاز است؛ به عبارتی، اگر افراد اضطراب نرمال نداشته باشند برای زندگی نه برنامه ریزی می‌کنند و نه به دنبال رسیدن به اهداف خود گام بر می‌دارند. بنابراین اضطراب نرمال مانند موتور محرکی است که فرد را در رسیدن به اهدافش یاری می‌کند.

حال اگر فردی بیش از اندازه نرمال دچار اضطراب شود مثلا یک سال قبل از این که در امتحان ورودی دانشگاه شرکت کند دچار اضطراب بالایی شود، طوری که نتواند منابع لازم را مطالعه کند، چنین فردی نمی تواند به اهدافش برسد و بنابراین دچار بیماری روانی دیگری به نام بیماری استرس و اضطراب شده است. به عکس اگر فردی کمتر از حد معمول دچار اضطراب یا افسردگی شود نیز حاکی از بیماری است. مانند فردی که پدرش را از دست داده است، ولی در شب خاکسپاری ابراز شادی می‌کند.

 

افسردگی و احتمال اعتیاد به مواد مخدر

 

 

افسردگی و احتمال اعتیاد به مواد مخدر

 

مثال اول

داریوش، پسری است 26ساله، ارتباط ضعیفی با پدر و مادر خود دارد. از 10 سالگی کار می‌کرده و مجرد است، تمام دارایی خود را در یک سرمایه گذاری از دست داده است، در حال حاضر دچار افسردگی شده است. هر روز صبح، دیر از خواب بیدار می‌شود. اشتها ندارد و مرتب به این فکر می‌کند که چرا تمام دارایی‌اش را از دست داده است و معتقد است که دیگر فرصت جبران ندارد، به نظر او زندگی هیچ لذتی ندارد و تا هنگام خواب این افکار آن قدر آزارش می‌دهند که حال و حوصله هیچ فردی را ندارد، بنابراین همیشه گوشه خانه می‌نشیند و به ترانه‌های دلخواهش گوش می‌دهد.

داریوش تحصیلات ابتدایی دارد و رابطه خوبی با خانواده ندارد و نمی‌تواند تصمیم‌گیری کند. گاهی بی‌دلیل زیر گریه می‌زند و از دنیا احساس نفرت می‌کند، گاهی به خودکشی فکر می‌کند اما این کار را خلاف اصول اعتقادی و مذهبی خود می‌داند و از آن منصرف می‌شود.

 

مثال دوم

سهراب پسری است 18 ساله، مجرد، دانشجوی رشته معماری، پدرش او را آزاد گذاشته تا طبق میل خود رفتار کند و سهراب می‌گوید: حتی یک بار هم با من حرف نزده که چه کاری انجام دهم، چه کاری انجام ندهم یا تا به حال از من نپرسیده که به چه چیزی نیاز دارم یا نیاز ندارم. سهراب می‌گوید: پدر و مادرم فقط پدر و مادری را در سیر کردن شکم ما و لباس خریدن برای ما می‌دانند. سهراب از 15 سالگی با یک دختر رابطه عاطفی برقرار کرده ولی به دلایلی این رابطه قطع شده و دختر تمایلی به ارتباط با وی ندارد.

سهراب 3 سال است که وی را می‌خواهد ولی نمی داند که چه کار کند. با پدر و مادرش هم رابطه خوبی ندارد که مساله را به آن‌ها بگوید و این در حالی است که روز به روز تمایلش به دختر بیشتر می‌شود. سهراب شب‌ها تا 3 بامداد بیدار می‌ماند و شعر می‌نویسد. صبح ها دیر از خواب بیدار می شود، اشتها ندارد، مادرش چند روزی است که متوجه شده او غذا نمی خورد، در تحصیل و امتحانات دچار مشکل شده و ترم اول را مشروط شده است. سهراب می گوید: هیچ لذتی از زندگی نمی‌برم، احساس پوچی و بی‌کسی می‌کنم. زندگی بدون او برایم معنایی ندارد و گاهی یک روز تمام را در اتاق خود به تنهایی سپری می‌کند. وقتی به این فکر می‌کند که این دختر روزی با فردی غیر از خودش ازدواج می‌کند، به خودکشی فکر می‌کند.

 

مثال سوم

کوروش، پسری 28ساله، مجرد، شاغل، هیچ مشکل خاصی ندارد اما به دنبال شادی است و هر چیزی که برای او شادی بخش باشد را امتحان می‌کند. او پدری ثروتمند دارد و از لحاظ خانوادگی نیز پدر و مادر تحصیلات بالایی دارند. امام پدر و مادر او را آزاد گذاشته اند که طبق خواسته‌های خود رفتار کند و اعتقاد دارند که او خودش از پس تمام مشکلاتش بر می‌آید. کورش تمام چیزهایی که به زندگی معنا بدهند یا باعث لذت و شادی شوند را می‌خواهد و آن‌ها را امتحان می‌کند.

داریوش و سهراب افسرده‌اند و کورش به نظر می‌رسد که به دنبال شادی و لذت است.

 
 مطلب مرتبط: یکنواختی زندگی دلیل اعتیاد بسیاری از معتادان از دیدگاه کمپ ترک اعتیاد خصوصی فرمانیه
 

 حال بیابید ببینیم که افراد زمانی که دچار افسردگی می‌شوند به چه چیزهایی فکر می‌کنند و معمولا چه کارهایی انجام می‌دهند تا این افکار را از بین ببرند. داریوش فکر می‌کند که همه چیز تمام شده است و دیگر نمی‌تواند زندگی کند. او فکر می‌کند که شکست خورده است و این شکست پایان همه زندگی است. چندین سال است که او این افکار را دارد. از صبح تا شب این افکار در ذهن او وارد می‌شوند و او از این قضیه ناراحت است که چرا نمی تواند این افکار را از ذهن خود بیرون کند.

وی به روان‌پزشک مراجعه کرده و دارو مصرف می‌کند ولی داروها موثر نبوده اند، داریوش می‌گوید هر کاری که بوده امتحان کردم ولی افسردگی‌ام خوب نشد. او تفریح، سرگرمی، ورزش و... را امتحان کرده ولی این روش‌ها هم موثر نبوده اند، می‌گوید حتی به روان‌شناس هم مراجعه کردم ولی او نتوانست به من کمک کند.

ارتباط خوبی با پدر و مادرش ندارد و آن‌ها او را در این قضیه مقصر می‌دانند. بنابراین در این مورد با آن‌ها صحبت نمی‌کند، می‌گوید دیگر خسته شده‌ام از بس به این سوالات پاسخ دادم که چرا این اتفاق برای من افتاد و چرا اشتباه کردم. چندین سال است که او به دنبال از بین بردن این افکار است چون می‌داند اگر این افکار را از بین ببرد، افسردگی‌اش هم خوب می‌شود ولی تا به حال موفق نبوده است.

 

سهراب فکر می‌کند که فقط با این دختر می‌تواند خوشبخت شود و زندگی بدون او برایش پوچ و بی‌معناست. همیشه در ذهنش این سوالات چرخ می‌زند که چرا این اتفاق افتاد؟ چرا این دختر قبول نمی‌کند؟ مگر من چیزی کم دارم؟ او نیز ارتباط خوبی با خانواده ندارد.

حتی خانواده نمی‌دانند که او عاشق است و در این مورد نیز سهراب با آن‌ها حرفی نمی‌زند. سهراب خسته است چون تمام کارهایی که می‌توانسته انجام دهد تا شاید بتواند افکارش و افسردگی‌اش را از بین ببرد انجام داده است، ولی موفق نشده. چندین بار سعی کرده که او را فراموش کند ولی نتوانسته، به روا‌ن‌پزشک و روا‌‌‌نشناس هم مراجعه کرده ولی آن‌ها نتوانسته اند به او کمک کنند.

می گوید: نه دارو به من کمکی کرد و نه روانشناس توانست مشکل من را بفهمد. سرگرمی، ورزش، تفریح، دعا و نیایش هم نتوانستند به او کمکی کنند. با اساتید دانشگاه هم مشورت کرده ولی این افکار هنوز هم در ذهنش وجود دارند.

 

فرض کنید که داریوش و سهراب هر دو چندین سال است که با این افکار دست و پنجه نرم می‌کنند و تمام راه‌هایی که آن‌ها می‌دانستند، می توانند استفاده کنند تا مشکل‌شان حل شود را امتحان کرده اند ولی افسردگی آن‌ها هنوز ادامه دارد.

 

در این مثال‌ها داریوش، سهراب و کورش هیچ کدام هنوز مواد مخدر را مصرف نکرده اند و اعتیاد ندارند و نگرش خوبی هم نسبت به اعتیاد ندارند. فرض کنید که داریوش یا سهراب به طور اتفاقی با یک دوست قدیمی که مصرف کننده مواد مخدر است مواجه می شوند. این دوست را پژمان بنامیم. پژمان، سهراب را می‌بیند و می‌گوید: سلام چطوری؟ چیزی شده؟ اتفاقی برایت افتاده؟ خیلی تو خودت رفتی؟

 

سهراب احساس خوبی می‌کند، حس می‌کند فردی پیدا شده که تشخیص داده او دچار مشکل است و او را درک کرده. بنابراین به او اعتماد می‌کند و مشکلش را به او می‌گوید و احساس خوبی دارد از این که چیزهایی که نتوانسته به پدر و مادرش بگوید، به پژمان بگوید. پژمان خوب گوش می‌دهد و چون با سهراب دوست است، خیلی خوب او را درک می‌کند و قصد دارد به او کمک کند.

 

پژمان به او می‌گوید: سهراب این که مشکلی نیست. چرا این قدر خودت را عذاب می‌دهی، چرا این قدر زندگی را سخت گرفتی، حالا این دختر نشد، این همه دختر، و نهایتا او پیشنهاد می‌دهد، که می‌خواهی تو را به جایی ببرم که از شر تمام این افکار راحت شوی، سهراب که به دنبال چنین نسخه‌ای می‌گشت، پیشنهاد وی را قبول می‌کند.

 

خوب، فرض کنید داریوش نیز مثل سهراب به همین مکان که سهراب دعوت شد، دعوت می‌شود و فرض کنید که کورش نیز که به دنبال لذت بیش‌تری می‌گشت و دوست داشت همه چیز را تجربه کند و شادی واقعی و سرخوشی و هیجان بیش‌تر را تجربه کند، نیز به این مجلس دعوت می‌شود.

 

فرض کنید که داریوش، سهراب و کورش هر سه توسط پژمان به یک مجلس شادی در خانه پژمان دعوت می‌شوند و پژمان نیز که چندین سال است مواد مخدر مصرف می‌کند به آن‌ها قول داده است که امشب بهترین شب برای این سه دوست است.

 
 مطلب مرتبط: آمفتامین و علائم اعتیاد به آن
 

فرض کنید که آن‌ها مواد مخدر را برای اولین بار می‌بینند و مصرف می‌کنند. چه اتفاقی می‌افتد؟ دوباره تاکید می‌کنیم، فرض کنید که آن ها مواد مخدر را برای اولین بار می‌بینند و مصرف می‌کنند، آن چه که برای آن‌ها اتفاق می‌افتد را حدس بزنید،...

درست است: هر فردی که برای اولین بار مواد مخدر را تجربه کند، این علائم در وی ظاهر می‌شود:

 

علائم مصرف مواد مخدر برای اولین بار

 

علائم مصرف مواد مخدر برای اولین بار

 

 

  • شادی
  • لذت
  • مهربانی
  • بی خیالی
  • توقف افکار مزاحم
  • افزایش انرژی
  • تاخیر در ارضای میل جنسی
  • اشتها، در برخی موارد کم و در برخی موارد زیاد می‌شود.
  • خواب، در برخی موارد کم و در برخی موارد زیاد می‌شود.
  • احساس همه توانی (یعنی فرد احساس می‌کند که می‌تواند همه کارها را انجام دهد و تصمیم‌های بزرگی در ذهن بپروراند.
  • آرامش
  • احساس راحتی در صحبت کردن راجع به مشکلات.

خوب، حالا به یاد بیاوریم افرادی که افسرده بودند چه علایمی را می‌خواستند از بین ببرند:

 

 

علائم افسردگی

 

علائم افسردگی

 

  • از هیچ چیزی لذت نمی‌برم
  • احساس غمگینی
  • احساس پوچی، ناامیدی، بی پناهی، بی‌کسی
  • اشتهای مختل
  • خواب مختل
  • میل جنسی مختل
  • حافظه و تمرکز و تصمیم گیری مختل
  • گوشه نشینی و انزوا
  • کم حوصله بودن
  • تحریک پذیر بودن
  • افکار خودکشی و...

 

کورش نیز که به دنبال شادی و لذت بود و هر چیزی که او را به این هدف می‌رساند، حاضر بود امتحان کند. حال قضاوت با شماست: اگر شما چندین سال افسرده بودید یا اگر چندین سال به دنبال شادی و لذت بیش‌تر بودید و حالا به شما قرصی را معرفی می‌کردند که تمام علایم افسردگی را از بین می‌برد و اصطلاحا شما را نشئه می‌کرد ولی مخدر نبود آیا مصرف نمی‌کردید؟

آری احتمالا مصرف می‌کردید، بشر از اولین روزی که پا به عرصه وجود گذاشته است به دنبال راهی است که بتواند خود را از غم و غصه نجات دهد و زندگی شادتری برای خود ایجاد کند. و عده‌ای فکر کرده‌اند که می‌توانند با ساختن قرص و مصرف آن زندگی را شاد کنند و البته اگر این چنین قرصی وجود داشت، خوب بود چون تمام مشکلات و ناراحتی‌ها با خوردن یک قرص یا ماده برطرف می‌شد، البته باید گفت که از مورفین استفاده‌های پزشکی زیادی می‌شود، طوری که برای بی‌هوشی بیماران در اعمال جراحی مختلف در بیمارستان‌ها از آن استفاده می‌کنند ولی تنها عیب این ماده چیست؟ درست حدس زدید: وابستگی.

 

در کمپ ترک اعتیاد فرمانیه ما به عنوان متخصص در امر ترک اعتیاد به شیشه، گل و انواع مواد مخدر و محرک، سعی کرده‌ایم با ذکر مثال‌هایی ملموس، به شما خواننده‌های گرامی کمک کرده تا رابطه بین افسردگی و اعتیاد را بهتر ببینید. اگر فکر می‌کنید خودتان یا افرادی در خانوداه شما هستند که علائم افسردگی و اعتیاد را دارند می‌توانید از طریق تلفن‌های زیر با مشاورین ما در ارتباط باشید. این مرکز ترک اعتیاد با امکانات بی‌نظیر خود سعی دارد تا بهترین خدمات را به شما خواننده های گرامی ارائه دهد.

 

 

کمپ ترک اعتیاد فرمانیه

تلفن: 02122290484 - 02122295499

همراه: 09106886964