11 قدم لغزش و مصرف مجدد مواد مخدر از نظر کمپ ترک اعتیاد فرمانیه

11 قدم لغزش و مصرف مجدد مواد مخدر از نظر کمپ ترک اعتیاد فرمانیه

پژوهش‌ها و تجربیات کمپ ترک اعتیاد فرمانیه نشان می دهند که بازگشت به اعتیاد و لغزش روندی است که به صورت تدریجی اتفاق می افتد. در این مقاله مرکز سم زدایی فرمانیه به 11 قدم لغزش خواهیم پرداخت.

این قسمت حاوی اطلاعاتی در خصوص مراحل لغزش است و توضیح می دهد که چه تغییراتی در احساسات، افکار و رفتارهای یک معتاد در حال بهبودی به وجود می آید که سرانجام او را به سمت مصرف دوباره مواد مخدر سوق می دهد.

 

11 قدم لغزش از نظر کمپ ترک اعتیاد خصوصی فرمانیه عبارت اند از:

 

 

 مطلب مرتبط: چرخه اعتیاد، چیزی که مانع می شود فرد معتاد نتواند به تنهایی اعتیاد خود را ترک کند

 

دو پژوهشگر به نام های ترنس تی. گورسکی و مرلین میلر مجموعه ای از علائم و نشانه های هشدار دهنده ای که معمولا منجر به مصرف دوباره مواد و لغزش می شوند را شناسایی و اعلام کرده اند. در سال های اخیر نیز پژوهش های تازه ای درباره لغزش انجام شده است که نتیجه این تحقیقات نشان می دهد آنچه گورسکی و میلر درباره نشانه هایی که باعث می شوند تا بسیاری از معتادان در حال بهبودی لغزش کنند درست و قابل اعتماد هستند.

اگر می خواهید بهبودی خود را حفظ کرده و از بازگشت مجدد به اعتیاد جلوگیری کنید باید به علائم هشدار دهنده لغزش توجه نشان دهید و با اتخاذ اقدامات لازم در زمان مناسب، از لغزش جسمی که آخرین مرحله اسیر شدن در دام اعتیاد است، جلوگیری کنید. در این قسمت خلاصه ای از نتایج تحقیقاتی که درباره مراحل مختلف لغزش انجام شده ارائه شده است تا با آگاهی از این اطلاعات بتوانید از بروز لغزش های احتمالی در دوران بهبودی خود جلوگیری کنید.

لغزش فقط مصرف دوباره مواد نیست. لغزش فرایندی است که طی آن به شدت احساس درماندگی و آشفتگی می کنیم تا به جایی می رسیم که فکر می کنیم مصرف دوباره مواد تنها راه حل برای فرار و یا کنار آمدن با مشکلات زندگی است. فرآیند لغزش شبیه به بازی دومینو است. در دومینو با افتادن اولین قطعه، قطعات بعدی نیز یکی بعد از دیگر به زمین می افتند.

لغزش نیز دارای سلسله مراتبی است که یکی پس از دیگری اتفاق می افتد. اگر در مرحله اول از ابزار بهبودی استفاده نکنیم، باعث می شود که مرحله دوم اتفاق بیافتد. در روند بهبودی باید مواظب اولین مرحله از لغزش باشیم، چون در صورتی که در این مرحله از ابزارهای بهبودی استفاده نکنیم، ناخودآگاه سایر مراحل نیز یکی پس از دیگری اتفاق می افتد.

 

لغزش دارای سلسله مراتبی است

 

مرحله اول لغزش زمانی اتفاق می افتد که ما در دوران بهبودی نتوانیم با احساساتمان و مشکلاتی که در زندگی داریم کنار بیاییم و اگر حواس خود را جمع نکنیم و از ابزارهای برنامه های 12 قدمی استفاده نکنیم، به تدریج و به مرور زمان، وارد مرحله دوم لغزش خواهیم شد.

ناتوانی در کنار آمدن با مشکلات زندگی در دوران بهبودی، نهایتا ما را به جایی می رساند که برای کنار آمدن با آن ها دوباره از سیستم و روش قبلی خود که مصرف مواد مخدر استفاده کنیم. این سلسله مراتب که نهایتا باعث مصرف کردن مجدد مواد مخدر می شود را فرایند لغزش می نامند. هریک از مشکلاتی که در فرآیند لغزش با آن ها روبرو می شویم، دارای علائمی هستند که به ما هشدار می دهند که بهبودی مان در خطر است و ما در شرف لغزش قرار گرفته ایم.

نکته مهم این است که در زندگی در حال بهبودی، این روبرو شدن با آخرین مشکل نیست که باعث لغزش ما می شود، بلکه نادیده گرفتن نشانه های هشدار دهنده و عدم مقابله با مشکلات در زندگی است که موجب مصرف دوباره مواد مخدر و لغزش می شود.

 

 مطلب مرتبط: کمپ ترک اعتیاد فرمانیه: علت و چگونگی لغزش + نشانه های هشدار دهنده

 

یازده مرحله ای که بیشتر ما معتادان در حال بهبودی قبل از لغزش جسمی از آن ها عبور می کنیم:

 

قدم اول: درماندگی احساسی

در مرحله اول لغزش با آن که در حال بهبودی هستیم و برنامه 12 قدم را کار می کنیم ممکن است با مشکلی روبرو شویم که نخواهیم یا نتوانیم از لحاظ احساسی با آن کنار بیاییم. در این مرحله نمی دانیم که برای کنار آمدن با این مشکل و حفظ بهبودی خود از چه ابزار و راهکاری باید استفاده کنیم و در نتیجه افکارمان ما را قانع می کنند که برنامه 12 قدم به در ما نمی خورد.

در این مرحله است که به طرز فکری بر می گردیم که در جلسات انجمن های 12 قدمی به آن " افکار زمان مصرف" گفته می شود یعنی افکارمان به حالت سابق بر می گردد. در این مرحله نمی توانیم احساسات خود را درک کنیم و راه درستی برای ارزیابی احساسات و افکارمان در اختیار نداریم و با آنکه می دانیم که یک جای کارمان اشکال دارد، نمی توانیم با مشکلی که با آن روبرو هستیم، کنار بیاییم.

 

قدم دوم: انکار

در این مرحله به جای این که قبول کنیم که از لحاظ احساسی تحت فشار قرار داریم یا قادر نیستیم با احساسات خود کنار بیاییم و به جای این که در انجمن از دیگران کمک بخواهیم، برای متقاعد کردن و فریب دادن خودمان مشکلات را انکار و کتمان می کنیم و چنین وانمود می کنیم که همه چیز در فرایند بهبودی خوب است و ما هیچ مشکلی نداریم.

انکار کردن مشکلات از جمله راهکارها و ترفندهایی است که همه ما معتادان به خوبی با آن آشنا هستیم چون در دوران اعتیاد هر موقع که حالت ناخوشایندی به سراغ ما می آمد از روش انکار کردن و نادیده گرفتن مشکلات استفاده می کردیم. البته در این مرحله ما معتاد بودن خود را انکار نمی کنیم، بلکه تنها منکر آن می شویم که در حال بهبودی با مشکلات و فشارهای عصبی و احساسی روبرو هستیم و قادر به مقابله با این شرایط نیستیم.

روش غریزی ما این است که خود را متقاعد کنیم که مشکلی نداریم؛ چون هنوز هم پاک هستیم و به سراغ مواد نرفته ایم. در این مرحله به احساسات و حالات روحی خودمان توجه نشان نمی دهیم و از ابزارهای بهبودی و حمایت انجمن های گمنام از جمله مشارکت صادقانه وضعیت روحی و روانی خود با راهنمایمان یا در جلسات استفاده نمی کنیم.

 

انکار مشکل به جای حل کردن

 

در مرحله انکار ممکن است نتوانیم با مشکلات جدی و مهمی که به ناگهان در زندگی ما پیش می آیند کنار بیاییم و به علت ناتوانی در کنار آمدن با مشکلات احساسی و عاطفی، کنترل اوضاع از دستمان خارج شود. برای مثال، ممکن است در حال بهبودی به مشکلات خانوادگی یا زندگی زناشویی از جمله طلاق دچار شویم؛ ولی چون از ابزارهای درست استفاده نمی کنیم، به جای این که مشکل را حل کنیم، وجود آن را نادیده گرفته و انکار می کنیم.

در برخورد با چنین مشکلاتی ما باید برنامه بهبودی روزمره خود را با جدیت بیشتری دنبال کنیم و نگذاریم این مشکلات زندگی ما را آشفته کرده و تمرکز ما بر روی برنامه بهبودی مان را بر هم بزند. اگر با مشکلات به درستی مقابله نکنیم، به تدریج از حمایت های انجمن فاصله می گیریم و هر روز بیشتر از روز قبل وضعیت بهبودی خود ناراضی می شویم.

 

در کمپ ترک اعتیاد خصوصی فرمانیه تهران ما به مراجعین کمک می کنیم تا انکار خود را شناسایی کنند تا اسیر دام آن نشوند

 

به یاد داشتن این موضوع که در روزهای اول بهبودی بسیاری از ما معتادین از عوارض خماری در عذاب هستیم و ناراحتی های عاطفی و احساسی باعث بیشتر شدن احتمال لغزش ما می شوند، بسیار حائز اهمیت است. در این مرحله احساسات و حالاتی همچون اضطراب، بی خوابی و از دست دادن حافظه به سراغ ما می آیند. احساسات ما آن چنان پریشان می شود که به هیچ وجه نمی توانیم آن ها را کنترل کنیم.

در این مرحله باید بپذیریم که نوسان شدید روانی یکی از اجزاء اصلی فرایند بهبودی ما محسوب می شود. باید بدانیم که فراز و نشیب های احساسی حالتی گذرا دارند و به تدریج از میان می روند. در مرحله انکار باید حواسمان باشد که صبر و شکیبایی خود را از دست ندهیم و از پریشانی افکار و اندیشه های خود به عنوان بهانه های برای بازگشت دوباره به مصرف مواد استفاده نکنیم.

برای همین پیشنهاد ما این است که در روز های ابتدایی ترک مواد مخدر یا محرک به کمپ های ترک اعتیاد و مراکز سم زدایی مراجعه نمایید زیرا در آن جا متخصصین و مشاورینی هستند تا به شما در این روزهای سخت کمک کنند.

 

قدم سوم: رفتارهای افراطی

مرحله سوم در سراشیبی سقوط به سمت لغزش و عود کردن بیماری اعتیاد، نشان دادن رفتارهای افراطی و غیر عادی در برابر فشارهای عصبی و مشکلات است. در این مرحله برای کنار آمدن با زندگی افکار ما به حالت ناسالم و معتاد گونه قبلی خود که به آن عادت کرده است بر می گردد و ما برای فرار از مشکلات و احساس آرامش به کارهایی که ارتباطی با برنامه بهبودی ما ندارند مشغول می کنیم.

از یک طرف می دانیم که نمی خواهیم دوباره به سمت مصرف مواد کشیده شویم، اما از طرف دیگر از راهکارهای 12 قدم نیز برای حفظ بهبودی خود و برخورد با مشکلات زندگی استفاده نمی کنیم.

در این حالت است که ما به رفتارهای واکنش های افراطی مثل پر کاری، پر خوری، یا ورزش شدید روی می آوریم. ممکن است برای سرپوش گذاشتن بر روی احساسات خود به روابط احساسی معتاد شده یا به روابط جنسی متوسل شویم. در گردهمایی های خانوادگی و دوستانه ممکن است برای کنترل یا کاهش فشارهای عصبی خود به طور ناخود آگاه تلاش کنیم تا خودنمایی کرده و یا بیش از اندازه قدرت خودمان را به رخ دیگران بکشیم.

این گونه رفتارها گرچه موقتا باعث می شود تا فشارهای عصبی ما کاهش پیدا کند اما مشکلات روحی و روانی ما را حل نمی کند. شاید ما در ظاهر احساس می کنیم که به خوبی روند بهبودی خود را ادامه می دهیم اما در درون خود خشمگین و ناامید هستیم.

اگر رفتاری که ما از خود نشان می دهیم با آنچه در درون خود احساس می کنیم متفاوت باشد، باید بدانیم که یکی از نشانه های لغزش عاطفی و احساسی بروز کرده است. در این مرحله صداقت یکی از مهم ترین معیارهایی است که به ما کمک می کند تا بهبودی خود را حفظ کنیم.

زمانی که حتی با خودمان نیز صادق و رو راست نباشیم و برای مخفی کردن فشارهای عصبی خود به رفتارهای افراطی متوسل شویم، به تدریج برنامه بهبودی خود و استفاده از حمایت های انجمن های گمنام را کنار خواهیم گذاشت و در مسیری که به طور طبیعی در انتظار ماست یعنی استفاده دوباره از مواد مخدر پیش خواهیم رفت.

در این مرحله از فرآیند حرکت به سوی لغزش کامل ( مصرف مواد مخدر) ممکن است تصمیمات غیر منطقی بگیریم و یا قضاوت درستی درباره مسائل نداشته باشیم. ممکن است حالت تهاجمی یا تدافعی به خود بگیریم و اگر کسی خواست تا به ما کمک کند پرخاش کرده و یا با او مشاجره کنیم. ممکن است برنامه های روزمره بهبودی را کنار گذاشته و همان عادت ها و کارهای قبلی خود همچون گوشه گیری، بیدار ماندن تا دیر وقت، یا نادیده گرفتن مسائل بهداشتی و نظافت خودمان را از سر بگیریم.

ممکن است که برای اینکه احساس خوبی داشته باشیم برای انجام بعضی از کارها برنامه ریزی کنیم، اما افکار منحرف و آشفته ما که با قدرت تمام بازگشته است هزاران بهانه می آورد تا ما از انجام آن کارها منصرف شویم. ممکن است از دست دیگران عصبی شویم و آن ها را مسئول نابسامانی های زندگی مان بدانیم. ممکن است مسائل کوچک و پیش پا افتاده را در ذهنمان بزرگ جلوه دهیم و تمام وقت و انرژی خود را به فکر کردن به این گونه مسائل صرف کنیم.

در این مرحله است که رفتار افراطی و غیر عادی ما هر روز مشکلات تازه ای ایجاد می کند و ما به تدریج احساس می کنیم که از عهده مقابله با این مشکلات بر  نخواهیم آمد و همین موضوع باعث می شود که خشمگین و درمانده شویم. در حالی که انواع آشفتگی ها زندگی ما را فرا گرفته است به آرامی قدرت تشخیص خود را از دست می دهیم و نمی دانیم که چه موضوعی در زندگی ما در اولویت قرار دارد. در این مرحله است که ما از انجام کارهایی که برای حفظ بهبودی مان لازم و حیاتی است خودداری می کنیم.

 

قدم چهارم: شرایط محیطی

در این مرحله به یک باره و ناگهان اتفاق می افتد که باعث می شود تا ما به استفاده دوباره از مواد مخدر یا روانگردان تحریک شویم. برای ما معتادان معمولا افراد، مکان ها و شرایط بخصوصی هستند که مصرف مواد مخدر را به یادمان می آورند و ما را وسوسه و تحریک می کنند تا دوباره به سراغ مواد مخدر برویم. زمانی که در بهبودی قرص و محکم هستیم و از راهکارها و ابزارهای برنامه 12 قدم استفاده می کنیم، می توانیم عواملی که ما را به یاد مواد مخدر می اندازند را کنترل کنیم.

 

مکان ها و شرایطی که باعث وسوسه می شوند

 

ما به جلسات انجمن های 12 قدمی می رویم و با راهنمای خود صحبت می کنیم یا اینکه به درگاه یک قدرت برتر دعا می کنیم تا ما را از وسوسه مجدد مواد نجات دهد؛ اما در مرحله ای که با لغزش فکری، احساسی و عاطفی دست به گریبان هستیم یک عامل تحریک کننده کافی است که آتش مصرف دوباره مواد مخدر را در درون ما شعله ور کند.

برای مثال، ممکن است در یک فیلم یا برنامه تلویزیونی ببینیم که شخصی مشغول مصرف دوباره مواد مخدر است، یا به مکانی برویم که در آنجا مواد مصرف می کردیم و احساس کنیم که نمی توانیم خودمان را کنترل کنیم.

 

قدم پنجم: غوغای درونی

زمانی که فشارهای عصبی ما شدیدتر می شوند، احساسات بر فکر و منطق ما غلبه پیدا کرده و ما به استفاده دوباره از مواد تحریک می شویم. این حالت ما را به فاز بعدی لغزش یعنی لغزش فکری می کشاند. در این زمان الگوهای فکری ما شکل عادی و طبیعی خود را از دست می دهند وحالت آشفته و معتاد گونه پیدا می کنند. در این حالت است که وسوسه مصرف مجدد مواد مخدر به سراغ ما می آید و انکار کردن و خیال بافی درباره به اصطلاح " روزهای خوب مصرف مواد مخدر" همه هوش حواس ما را به خود جلب می کند.

در مرحله غوغای درونی، ما نیاز داریم به خودمان یادآور شویم که برای چه تصمیم به ترک اعتیاد گرفته ایم و به این منظور بهتر است که مجددا قدم اول از قدم های 12 گانه را انجام دهیم. باید بدانیم که ما انسان هایی هستیم که از یک نوع بیماری به نام اعتیاد رنج می بریم و همین بیماری است که روح و جسم ما را از حالت طبیعی خارج کرده است. ما نیازی به مصرف مجدد مواد مخدر نداریم و اگر می خواهیم بهبودی مان را حفظ کنیم باید همه حواس خود را بر روی کارکرد دوازده قدم متمرکز کنیم.

 

 مطلب مرتبط: کمپ ترک اعتیاد فرمانیه بررسی می کند: اعتیاد و سلامت انسان

 

 

قدم ششم: آشفتگی بیرونی

ممکن است مدت زمان زیادی در حال لغزش فکری باقی بمانیم و تصور کنیم که هیچ مشکلی در روال بهبودی ما وجود ندارد. در این مرحله هنوز به سراغ مواد مخدر نرفته ایم و به همین علت خودمان را قانع می کنیم که جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد. با این وجود، خودمان می دانیم که وضعیت روحی ما حالت طبیعی و سالم ندارد.

می دانیم که روند بهبودی ما چندان مناسب نیست اما به علت ترس، شرمندگی یا غرور، آشفتگی ذهنی خود را مخفی نگه می داریم. در این مرحله است که افکار معتاد گونه ما باعث می شوند تا در زندگی و دنیای اطرافمان مشکلاتی برای ما به وجود بیاید. برای مثال، چون از درون آشفته هستیم ممکن است با اعضای خانواده یا همکاران خود مشکل پیدا کنیم و یا اینکه نسبت به برنامه بهبودی و انجمن احساس نفرت کنیم.

در مرحله آشفتگی بیرونی، مشکلاتی که در زندگی و اطراف خود با آن ها روبرو هستیم، هر روز بیشتر شده و ما هر روز از برنامه بهبودی خود بیشتر فاصله می گیریم و از حمایت های انجمنان نیز استفاده نمی کنیم.

 

قدم هفتم: از دست دادن کنترل

زمانی که ما به جای کار کردن برنامه بهبودی مان و استفاده از حمایت های انجمن سعی می کنیم تا برای کنار آمدن با زندگی و مشکلات آن به خودمان تکیه کنیم، متوجه می شویم که نمی توانیم با همه این مشکلات به تنهایی مقابله کنیم. در این مرحله غالبا برای فراموش کردن مشکلات خود و به دست آوردن آرامش به رفتارهای افراطی متوسل می شویم و به طور موقتی آرامش می یابیم.

این راهکار ممکن است برای مدت کوتاهی نتیجه می دهد اما در نهایت باعث خارج شدن کنترل اوضاع از دست ما می شود. به محض این که یکی از مشکلات پیش رو را حل می کنیم، مشکلات جدیدی سر راه ما سبز می شوند. زندگی ما به عرصه بروز مشکلات پی در پی تبدیل می شود و دچار یک بحران بی وقفه می شویم و هر چقدر که تلاش می کنیم تا مشکلات را از پیش پا برداریم موفق نمی شویم.

سر انجام به این نتیجه می رسیم که کنترل اوضاع از دستمان خارج شده است و به همین علت به وحشت افتاده و احساس درماندگی می کنیم. در این حالت ممکن است که به خودمان بگوییم "با این که من از مواد مخدر پرهیز کرده ام و برنامه بهبودی ام را نیز کار می کنم، با این حال احساس می کنم که کنترل اوضاع از دستم خارج شده و همچون گذشته درمانده و بی پناه شده ام. پس اگر قرار باشد بهبودی نیز این گونه باشد و فایده ای برای من نداشته باشد من از خیر آن خواهم گذشت."

 

قدم هشتم: افکار معتاد گونه

در این مرحله همه افکار، بهانه جویی ها و مکانیزم های دفاعی دوران اعتیاد به سمت ما باز می گردند. بیماری اعتیاد ما باعث می شود تا احساس کنیم که برنامه بهبودی مان مختل شده و این برنامه در واقع آن چیزی نیست که ما انتظارش را داشتیم و برای ما کار ساز نیست. در این مرحله احساس درماندگی و عجز می کنیم و تصور می کنیم که هیچکس ما را درک نمی کند و نمی تواند به ما کمک کند.

به تدریج به این فکر می افتیم که از دوستان معتاد خود سراغ بگیریم اما خود را فریب داده و با خود می گوییم که قصد مصرف کردن مواد نداریم بلکه فقط می خواهیم دوستان خود که افراد خوش مشرب و جالبی هستند را دوباره ملاقات کنیم.

افکار معتاد گونه تلاش می کنند تا ما را متقاعد کنند که بهبودی کار بسیار دشواری است و گره کار ما به دست این برنامه باز نمی شود.

 

افکار معتادگونه

 

با آن که قصد مصرف مواد را نداریم اما درباره آن خیال پردازی می کنیم. وسوسه مصرف مجدد مواد مخدر به تدریج به سراغ ما می آید. ممکن است در این مرحله خودمان را قانع کنیم که ما اصلا معتاد نبوده ایم و مصرف مواد آن طور هم که تصور می کردیم بد و درد سر آفرین نبوده است.

ذهن ما فقط جنبه های خوب و خاطرات و لحظه های خوش مصرف مواد مخدر را به یاد ما می آورد و فراموش می کنیم که اعتیاد چه بلاهایی بر سر ما آورده است. ممکن است با خود این طور فکر کنیم که به صورت تفننی و تفریحی مواد مصرف خواهیم کرد یا اینکه اگر ماده مخدر دیگری را برای مصرف انتخاب کنیم خواهیم توانست مصرف آن را کنترل کنیم.

ممکن است افکار معتاد گونه ما را متقاعد کنند که مشکل اصلی واقعی ما مواد نیست بلکه مشکلات مهم تر دیگری در زندگی داریم که باید انرژی خود را روی آن ها متمرکز کنیم. این احتمال وجود دارد که توجه خود را به مسائلی چون زناشویی، افسردگی، طلاق یا کار جلب کنیم و چنین تصور کنیم که این مشکلات مهم تر از بهبودی ما هستند و اگر این مشکلات برطرف شوند زندگی ما نیز سر و سامان خواهد گرفت.

 

 مطلب مرتبط: لغزش (مصرف مجدد مواد مخدر و یا محرک بعد از قطع مصرف) چگونه رخ می دهد؟

 

قدم نهم: مکان های پرخطر

در این مرحله از لغزش وضعیت روحی و افکار ما چنان آشفته است که ما کاملا به راهکارها و پیشنهادهایی که برای بهبودی مان ضروری هستند، بی توجه می شویم و با این تصور که مواد مصرف نخواهیم کرد خود را در موقعیت های پر خطر قرار می دهیم. با خود می گوییم دیدن دوستان معتادمان یا رفتن به اماکنی که در آنجا مواد مصرف کرده ایم، مشکلی به وجود نخواهد آورد. از کار افتادگی قوای عقلی ما در این مرحله به حدی می رسد که کاملا به خود حق می دهیم کارهایی را انجام دهیم که می دانیم باعث بازگشت ما به مواد مخدر خواهد شد.

نمونه این گونه کارها رفتن به خانه کسانی که از آن ها مواد می خریدیم به بهانه درد دل کردن، یا رفتن به میهمانی هایی است که می دانیم در آن جا مواد مصرف می شود. در این مرحله بیماری اعتیاد توانسته است، ما را فریب داده و متقاعد کند که در دسترس بودن مواد و دیدن کسانی که سرگرم استفاده از مواد هستند مشکلی برای ما ایجاد نخواهد کرد.

 

قدم دهم: لغزش

با بازگشت به افکار، احساسات، رفتار و دیدگاه های قدیمی و با کنار گذاشتن راهکارها و حمایت هایی که برای بهبودی ما ضرورت دارند و قرار گرفتن در شرایط پر مخاطره سر انجام بار دیگر به سراغ مواد مخدر می رویم و لغزش جسمی ما آغاز می شود. در این حالت ممکن است خودمان را توجیه کنیم که دیگر قادر به تحمل کردن مشکلات نیستیم و چاره ای جز مصرف مواد نداریم.

با خود خواهیم گفت اگر مواد مصرف نکنیم فشارهای عصبی و روانی ناشی از مشکلات زندگی ما را از پا در خواهند آورد و ممکن است بر اثر احساس بدبختی و درماندگی به زندگی خود پایان دهیم. به عنوان یک معتاد اگر با این سه گزینه یعنی خودکشی به علت فشارهای عصبی، مشکلات زندگی، یا استفاده از مواد مخدر روبرو می شدید کدام گزینه را انتخاب خواهید کرد؟

طبیعی است که مواد مخدر را انتخاب می کردید چون دو گزینه دیگر مرگ و نابودی به همراه دارند. در این مرحله ما به سراغ گزینه ای می رویم که می دانیم دردهای ما را تسکین می دهد و به ما کمک می کند تا از مشکلات زندگی فرار کنیم یا راحت تر با آن ها کنار بیاییم. فاجعه ای که همه ما معتادان آن را تجربه کرده ایم این است که مصرف مواد نه تنها مشکلات ما را حل نمی کند بلکه باعث افزایش یافتن مشکلات ما نیز می شود.

 

قدم یازدهم: بعد از لغزش

پس از لغزش فیزیکی یعنی استفاده دوباره از مواد، دو راه پیش رو داریم. برخی از ما معتادان راه اول را در پیش گرفته و متوجه اشتباه خود می شویم. با واقع بینی و درک صحیح از شرایط، به جای ناامیدی و سرزنش کردن خودمان می توانیم با مراجعه به کمپ های ترک اعتیاد بهبودی مان را از سر بگیریم. دلیل این که بهتر است برای از سرگرفتن بهبودی و ترک اعتیاد به مراکز سم زدایی مراجعه کنیم این است که در روزهای ابتدایی لغزش علی رغم این که دیگر نمی خواهیم مصرف کنیم ممکن است دوباره در چرخه لغزش قرار گیریم.

برخی از معتادان نیز راه دوم را انتخاب می کنند و بعد از لغزش و مصرف دوباره مواد، کاملا نامید شده و زندگی را برای خود سخت می گیرند. آن ها به دلیل احساس شکست یا ناتوانی و یا شرمساری،  خواست کمک نمی کنند و باز هم به مصرف مواد ادامه می دهند. بسیاری از این گروه با مشکلات بزرگ دیگری در زندگی روبرو می شوند و ممکن است خودکشی کرده و یا بر اثر عوارض ناشی از مصرف مواد مخدر سلامتی خود را از دست بدهند و هرگز فرصت بازگشتن به بهبودی را به دست نیاورند.

 

از نظر کمپ ترک اعتیاد خصوصی فرمانیه، لغزش بخشی از بیماری اعتیاد است

ما به عنوان متخصص در حورزه ترک اعتیاد و سم زدایی معتقدیم لغزش برای یک فرد معتاد پایان راه نیست بلکه یک تجربه مضاعف است تا او را در مسیر بهبودی هدایت کند. اگر فرد لغزش کرده تصمیم به قطع مصرف مجدد داشته باشد می تواند با کمک گرفتن از مشاورین و متخصصین کمپ ترک اعتیاد فرمانیه دوباره مسیری جدید با پایه های مستحکم در راه بهبودی داشته باشد.

 

 

برای مشاوره همین حالا با مرکز ترک اعتیاد فرمانیه تماس بگیرید:

تلفن: 02122290484 - 02122295499

همراه: 09106886964