ارتباط بین افسردگی و اعتیاد چیست و درمان افسردگی بعد از ترک اعتیاد چگونه است؟

ارتباط بین افسردگی و اعتیاد چیست و درمان افسردگی بعد از ترک اعتیاد چگونه است؟

یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که فرد پس از کنار گذاشتن مواد با آن مواجه می‌شود افسردگی است. طبق تجربه کمپ ترک اعتیاد فرمانیه در تمام این سال‌ها نشان داده شده است که مواد اعتیاد آور نه تنها در دوران مصرف مشکلات زیادی را برای فرد ایجاد می‌کنند بلکه ممکن است مدت‌ها پس از ترک نیز او را درگیر مشکلات جسمانی و روانی مانند اضطراب، استرس و افسردگی نگه دارند. در این مقاله به توضیحاتی در مورد ارتباط افسردگی و اعتیاد و پیامدها، علائم و درمان افسردگی پس از ترک اعتیاد خواهیم پرداخت.

 

ارتباط افسردگی و اعتیاد

همه انسان‌ها در طول عمر خود دچار غم، اضطراب، نگرانی، ترس، شادی، نفرت و... می‌شوند. این حالات هیجانی به خودی خود در یک سطح نرمال برای انسان مفید است و انسان بدون آن‌ها نمی‌تواند زندگی کند. به عنوان مثال فردی را در نظر بگیرید که پدر خود را در یک سانحه تصادف از دست داده، این فرد احتمالا دچار افسردگی خواهد شد ولی این افسردگی تا یک محدوده زمانی و در یک سطح نرمال برای فرد نیاز است، به عبارتی این فرد نیاز دارد که به درون خود مراجعه کند و با خود و دنیای خود خلوت کند و به سوالات خود راجع به حادثه‌ای که اتفاق افتاده و تخلیه احساسات خود بپردازد، اما اگر همین فرد بعد از گذشت دو سال، هنوز دچار این حالت بود، دیگر نباید افسردگی خود را نرمال دانست بلکه وی دچار بیماری روانی به نام افسردگی شده است.

در مورد اضطراب نیز چنین است. وجود سطح مشخصی از اضطراب در هر فرد نه تنها قابل انتظار، بلکه مورد نیاز است؛ به عبارتی، اگر افراد اضطراب نرمال نداشته باشند برای زندگی نه برنامه ریزی می‌کنند و نه به دنبال رسیدن به اهداف خود گام بر می‌دارند. بنابراین اضطراب نرمال مانند موتور محرکی است که فرد را در رسیدن به اهدافش یاری می‌کند.

حال اگر فردی بیش از اندازه نرمال دچار اضطراب شود مثلا یک سال قبل از این که در امتحان ورودی دانشگاه شرکت کند دچار اضطراب بالایی شود، طوری که نتواند منابع لازم را مطالعه کند، چنین فردی نمی تواند به اهدافش برسد و بنابراین دچار بیماری روانی دیگری به نام بیماری استرس و اضطراب شده است. به عکس اگر فردی کمتر از حد معمول دچار اضطراب یا افسردگی شود نیز حاکی از بیماری است. مانند فردی که پدرش را از دست داده است، ولی در شب خاکسپاری ابراز شادی می‌کند.

 

افسردگی و احتمال اعتیاد به مواد مخدر

 

افسردگی و احتمال اعتیاد به مواد مخدر

مثال اول
داریوش، پسری است 26ساله، ارتباط ضعیفی با پدر و مادر خود دارد. از 10 سالگی کار می‌کرده و مجرد است، تمام دارایی خود را در یک سرمایه گذاری از دست داده است، در حال حاضر دچار افسردگی شده است. هر روز صبح، دیر از خواب بیدار می‌شود. اشتها ندارد و مرتب به این فکر می‌کند که چرا تمام دارایی‌اش را از دست داده است و معتقد است که دیگر فرصت جبران ندارد، به نظر او زندگی هیچ لذتی ندارد و تا هنگام خواب این افکار آن قدر آزارش می‌دهند که حال و حوصله هیچ فردی را ندارد، بنابراین همیشه گوشه خانه می‌نشیند و به ترانه‌های دلخواهش گوش می‌دهد.

داریوش تحصیلات ابتدایی دارد و رابطه خوبی با خانواده ندارد و نمی‌تواند تصمیم‌گیری کند. گاهی بی‌دلیل زیر گریه می‌زند و از دنیا احساس نفرت می‌کند، گاهی به خودکشی فکر می‌کند اما این کار را خلاف اصول اعتقادی و مذهبی خود می‌داند و از آن منصرف می‌شود.

 

مثال دوم
سهراب پسری است 18 ساله، مجرد، دانشجوی رشته معماری، پدرش او را آزاد گذاشته تا طبق میل خود رفتار کند و سهراب می‌گوید: حتی یک بار هم با من حرف نزده که چه کاری انجام دهم، چه کاری انجام ندهم یا تا به حال از من نپرسیده که به چه چیزی نیاز دارم یا نیاز ندارم. سهراب می‌گوید: پدر و مادرم فقط پدر و مادری را در سیر کردن شکم ما و لباس خریدن برای ما می‌دانند. سهراب از 15 سالگی با یک دختر رابطه عاطفی برقرار کرده ولی به دلایلی این رابطه قطع شده و دختر تمایلی به ارتباط با وی ندارد.

سهراب 3 سال است که وی را می‌خواهد ولی نمی داند که چه کار کند. با پدر و مادرش هم رابطه خوبی ندارد که مساله را به آن‌ها بگوید و این در حالی است که روز به روز تمایلش به دختر بیشتر می‌شود. سهراب شب‌ها تا 3 بامداد بیدار می‌ماند و شعر می‌نویسد. صبح ها دیر از خواب بیدار می شود، اشتها ندارد، مادرش چند روزی است که متوجه شده او غذا نمی خورد، در تحصیل و امتحانات دچار مشکل شده و ترم اول را مشروط شده است. سهراب می گوید: هیچ لذتی از زندگی نمی‌برم، احساس پوچی و بی‌کسی می‌کنم. زندگی بدون او برایم معنایی ندارد و گاهی یک روز تمام را در اتاق خود به تنهایی سپری می‌کند. وقتی به این فکر می‌کند که این دختر روزی با فردی غیر از خودش ازدواج می‌کند، به خودکشی فکر می‌کند.

 

مثال سوم
کوروش، پسری 28ساله، مجرد، شاغل، هیچ مشکل خاصی ندارد اما به دنبال شادی است و هر چیزی که برای او شادی بخش باشد را امتحان می‌کند. او پدری ثروتمند دارد و از لحاظ خانوادگی نیز پدر و مادر تحصیلات بالایی دارند. امام پدر و مادر او را آزاد گذاشته اند که طبق خواسته‌های خود رفتار کند و اعتقاد دارند که او خودش از پس تمام مشکلاتش بر می‌آید. کورش تمام چیزهایی که به زندگی معنا بدهند یا باعث لذت و شادی شوند را می‌خواهد و آن‌ها را امتحان می‌کند.

داریوش و سهراب افسرده‌اند و کورش به نظر می‌رسد که به دنبال شادی و لذت است.

 حال بیابید ببینیم که افراد زمانی که دچار افسردگی می‌شوند به چه چیزهایی فکر می‌کنند و معمولا چه کارهایی انجام می‌دهند تا این افکار را از بین ببرند. داریوش فکر می‌کند که همه چیز تمام شده است و دیگر نمی‌تواند زندگی کند. او فکر می‌کند که شکست خورده است و این شکست پایان همه زندگی است. چندین سال است که او این افکار را دارد. از صبح تا شب این افکار در ذهن او وارد می‌شوند و او از این قضیه ناراحت است که چرا نمی تواند این افکار را از ذهن خود بیرون کند.

وی به روان‌پزشک مراجعه کرده و دارو مصرف می‌کند ولی داروها موثر نبوده اند، داریوش می‌گوید هر کاری که بوده امتحان کردم ولی افسردگی‌ام خوب نشد. او تفریح، سرگرمی، ورزش و... را امتحان کرده ولی این روش‌ها هم موثر نبوده اند، می‌گوید حتی به روان‌شناس هم مراجعه کردم ولی او نتوانست به من کمک کند.

ارتباط خوبی با پدر و مادرش ندارد و آن‌ها او را در این قضیه مقصر می‌دانند. بنابراین در این مورد با آن‌ها صحبت نمی‌کند، می‌گوید دیگر خسته شده‌ام از بس به این سوالات پاسخ دادم که چرا این اتفاق برای من افتاد و چرا اشتباه کردم. چندین سال است که او به دنبال از بین بردن این افکار است چون می‌داند اگر این افکار را از بین ببرد، افسردگی‌اش هم خوب می‌شود ولی تا به حال موفق نبوده است.

سهراب فکر می‌کند که فقط با این دختر می‌تواند خوشبخت شود و زندگی بدون او برایش پوچ و بی‌معناست. همیشه در ذهنش این سوالات چرخ می‌زند که چرا این اتفاق افتاد؟ چرا این دختر قبول نمی‌کند؟ مگر من چیزی کم دارم؟ او نیز ارتباط خوبی با خانواده ندارد.

حتی خانواده نمی‌دانند که او عاشق است و در این مورد نیز سهراب با آن‌ها حرفی نمی‌زند. سهراب خسته است چون تمام کارهایی که می‌توانسته انجام دهد تا شاید بتواند افکارش و افسردگی‌اش را از بین ببرد انجام داده است، ولی موفق نشده. چندین بار سعی کرده که او را فراموش کند ولی نتوانسته، به روا‌ن‌پزشک و روا‌‌‌نشناس هم مراجعه کرده ولی آن‌ها نتوانسته اند به او کمک کنند.

می گوید: نه دارو به من کمکی کرد و نه روانشناس توانست مشکل من را بفهمد. سرگرمی، ورزش، تفریح، دعا و نیایش هم نتوانستند به او کمکی کنند. با اساتید دانشگاه هم مشورت کرده ولی این افکار هنوز هم در ذهنش وجود دارند.

فرض کنید که داریوش و سهراب هر دو چندین سال است که با این افکار دست و پنجه نرم می‌کنند و تمام راه‌هایی که آن‌ها می‌دانستند، می‌توانند استفاده کنند تا مشکل‌شان حل شود را امتحان کرده اند ولی افسردگی آن‌ها هنوز ادامه دارد.

در این مثال‌ها داریوش، سهراب و کورش هیچ کدام هنوز مواد مخدر را مصرف نکرده اند و اعتیاد ندارند و نگرش خوبی هم نسبت به اعتیاد ندارند. فرض کنید که داریوش یا سهراب به طور اتفاقی با یک دوست قدیمی که مصرف کننده مواد مخدر است مواجه می شوند. این دوست را پژمان بنامیم. پژمان، سهراب را می‌بیند و می‌گوید: سلام چطوری؟ چیزی شده؟ اتفاقی برایت افتاده؟ خیلی تو خودت رفتی؟

سهراب احساس خوبی می‌کند، حس می‌کند فردی پیدا شده که تشخیص داده او دچار مشکل است و او را درک کرده. بنابراین به او اعتماد می‌کند و مشکلش را به او می‌گوید و احساس خوبی دارد از این که چیزهایی که نتوانسته به پدر و مادرش بگوید، به پژمان بگوید. پژمان خوب گوش می‌دهد و چون با سهراب دوست است، خیلی خوب او را درک می‌کند و قصد دارد به او کمک کند.

پژمان به او می‌گوید: سهراب این که مشکلی نیست. چرا این قدر خودت را عذاب می‌دهی، چرا این قدر زندگی را سخت گرفتی، حالا این دختر نشد، این همه دختر، و نهایتا او پیشنهاد می‌دهد، که می‌خواهی تو را به جایی ببرم که از شر تمام این افکار راحت شوی، سهراب که به دنبال چنین نسخه‌ای می‌گشت، پیشنهاد وی را قبول می‌کند.

خوب، فرض کنید داریوش نیز مثل سهراب به همین مکان که سهراب دعوت شد، دعوت می‌شود و فرض کنید که کورش نیز که به دنبال لذت بیش‌تری می‌گشت و دوست داشت همه چیز را تجربه کند و شادی واقعی و سرخوشی و هیجان بیش‌تر را تجربه کند، نیز به این مجلس دعوت می‌شود.

فرض کنید که داریوش، سهراب و کورش هر سه توسط پژمان به یک مجلس شادی در خانه پژمان دعوت می‌شوند و پژمان نیز که چندین سال است مواد مخدر مصرف می‌کند به آن‌ها قول داده است که امشب بهترین شب برای این سه دوست است.

فرض کنید که آن‌ها مواد مخدر را برای اولین بار می‌بینند و مصرف می‌کنند. چه اتفاقی می‌افتد؟ دوباره تاکید می‌کنیم، فرض کنید که آن‌ها مواد مخدر را برای اولین بار می‌بینند و مصرف می‌کنند، آن چه که برای آن‌ها اتفاق می‌افتد را حدس بزنید،...

درست است: هر فردی که برای اولین بار مواد مخدر را تجربه کند، این علائم در وی ظاهر می‌شود:

 

علائم مصرف مواد مخدر برای اولین بار

  • شادی
  • لذت
  • مهربانی
  • بی خیالی
  • توقف افکار مزاحم
  • افزایش انرژی
  • تاخیر در ارضای میل جنسی
  • اشتها، در برخی موارد کم و در برخی موارد زیاد می‌شود.
  • خواب، در برخی موارد کم و در برخی موارد زیاد می‌شود.
  • احساس همه توانی (یعنی فرد احساس می‌کند که می‌تواند همه کارها را انجام دهد و تصمیم‌های بزرگی در ذهن بپروراند.
  • آرامش
  • احساس راحتی در صحبت کردن راجع به مشکلات.

خوب، حالا به یاد بیاوریم افرادی که افسرده بودند چه علایمی را می‌خواستند از بین ببرند:

  • از هیچ چیزی لذت نمی‌برم
  • احساس غمگینی
  • احساس پوچی، ناامیدی، بی پناهی، بی‌کسی
  • اشتهای مختل
  • خواب مختل
  • میل جنسی مختل
  • حافظه و تمرکز و تصمیم گیری مختل
  • گوشه نشینی و انزوا
  • کم حوصله بودن
  • تحریک پذیر بودن
  • افکار خودکشی و...

کورش نیز که به دنبال شادی و لذت بود و هر چیزی که او را به این هدف می‌رساند، حاضر بود امتحان کند. حال قضاوت با شماست: اگر شما چندین سال افسرده بودید یا اگر چندین سال به دنبال شادی و لذت بیش‌تر بودید و حالا به شما قرصی را معرفی می‌کردند که تمام علایم افسردگی را از بین می‌برد و اصطلاحا شما را نشئه می‌کرد ولی مخدر نبود آیا مصرف نمی‌کردید؟

آری احتمالا مصرف می‌کردید، بشر از اولین روزی که پا به عرصه وجود گذاشته است به دنبال راهی است که بتواند خود را از غم و غصه نجات دهد و زندگی شادتری برای خود ایجاد کند. و عده‌ای فکر کرده‌اند که می‌توانند با ساختن قرص و مصرف آن زندگی را شاد کنند و البته اگر این چنین قرصی وجود داشت، خوب بود چون تمام مشکلات و ناراحتی‌ها با خوردن یک قرص یا ماده برطرف می‌شد، البته باید گفت که از مورفین استفاده‌های پزشکی زیادی می‌شود، طوری که برای بی‌هوشی بیماران در اعمال جراحی مختلف در بیمارستان‌ها از آن استفاده می‌کنند ولی تنها عیب این ماده چیست؟ درست حدس زدید: وابستگی.

 

افسردگی پس از ترک اعتیاد

 

افسردگی پس از ترک اعتیاد

 

ریشه اعتیاد معمولا حالات روحی -روانی ناخوشایندی است که برای فرار از آن به اعتیاد پناه می‌برد. دلیل این افسردگی می‌تواند دلایل مختلفی مانند: گذشته‌ی تلخ، کارهایی که در زمان اعتیاد انجام داده‌اند و حسرت لحظاتی که هدر دادند باشد. همچنین وقتی کسی به مصرف مواد مخدر اعتیاد دارد، تاثیراتی که این مواد بر روی مغز و بدن او می گذارد باعث می‌شود که فرد حالت افسرده به خود گرفته یا اگر دارای سابقه‌ی افسردگی است آن بیماری تشدید شود.

از آنجایی که افراد معتاد نمی‌توانند فرق بین افسردگی و کمبود مواد مخدر را درک کنند، وقتی فرد مواد مخدر را ترک می‌کند نشانه‌های افسردگی بیشتر بروز داده می‌شود به همین دلیل برای افرادی که تازه ترک اعتیاد را انجام داده‌اند جلسه‌های روان درمانی برگزار می‌شود تا بتوانند افسردگی خود را نیز درمان کنند. ترک مصرف تمام مواد مخدر مثل کمیکال، گل و همچنین قرص ب 2 و غیره افسردگی بعد از اعتیاد را در پی دارد و مختص به مواد مخدر خاصی نمی‌شود.

بهبود افسردگی بعد از ترک اعتیاد بسیار مهم و ضروری است. زیرا اگر این بیماری و نشانه‌ها آن شدت یابد ممکن است فرد را به سمت شروع مجدد اعتیاد بکشاند. 

 

علت افسردگی پس از ترک اعتیاد

تاثیر مصرف مواد مخدر تریاک و هروئین و یا مخدرهای دیگر مانند گل و یا شیشه را باید جدی گرفت. مصرف این مواد باعث تحریک و افزایش ترشح دوپامین در مغز می‌شود و سیستم مغز را تحت کنترل می‌گیرد و بعد از این ترشح دوپامین تنها در صورت مصرف مخدر انجام می‌گیرد. زمانی که بیمار اقدام به انجام سم زدایی در مرکز ترک اعتیاد و بازپروری می‌کند شیوه ترشح دوپامین نیز شروع به برگشتن به حالت عادی خود می‌کند. اما مدت زمان بازگشت بستگی به نوع مخدر، دوز مصرف و مدت زمان مصرف دارد. همین مورد باعث افسردگی پس از ترک گل و همین طور مواد مخدر دیگر مانند هروئین می‌شود.

 

علائم افسردگی بعد از ترک اعتیاد

  • مختل شدن تمرکز یا توجه
  • احساس ناراحتی، اضطراب یا پوچی شدید
  • ناامیدی
  • احساس گناه، بی‌ارزشی یا درماندگی
  • بی‌علاقه شدن به سرگرمی‌ها یا فعالیت‌های محبوب گذشته
  • اختلال خواب
  • تحریک‌پذیری
  • تغییر اشتها
  • افکار آزاردهنده و خطرناک از قبیل فکر خودکشی، قتل یا مرگ.

 

افسردگی بعد ترک اعتیاد چقدر طول می‌کشد؟

افسردگی بعد از ترک اعتیاد می‌تواند تا ۲ سال و یا حتی بیشتر با فرد باقی بماند، و به یکی از عوامل اصلی تحریک کننده مصرف مجدد مواد مخدر تبدیل شود.

افسردگی باید جدی گرفته شود. متاسفانه زمانبندی دقیقی برای افسردگی بعد از ترک اعتیاد وجود ندارد و ممکن است در صورت عدم درمان تا باقی عمر همراه بیمار باشد. همچنین مدت زمان درمان آن به نوع ماده مصرف شده، مدت زمان مصرف و سلامت جسمی و روانی فرد بستگی دارد. همین امر می‌تواند دلیل باشد که ترک باید در مراکز ترک اعتیاد صورت بگیرد.

 

راه کارهایی برای درمان افسردگی بعد از ترک اعتیاد

 

راه کارهایی برای درمان افسردگی بعد از ترک اعتیاد

 

ترک اعتیاد بدون بازگشت خواستگاه همه بیماران و اطرافیان آنان است و لذت بخش‌ترین زمان زندگی افراد معتاد است. همچنین کسانی که به این موفقیت دست پیدا می‌کنند باید احساس افتخار کنند و خوشحال باشند اما افسردگی پس از ترک می‌تواند این احساسات را از فرد بگیرد و دائما این موضوع القا شود که بهبودی تاثیر زیادی بر فرد نگذاشته است. درست است که افسردگی پس از ترک اعتیاد بسیار شایع است اما آموزش‌هایی برای مقابله با احساسات منفی و افسردگی وجود دارد که توسط متخصصان کمپ ترک اعتیاد ارائه داده می‌شود. راه های نجات از افسردگی و رسیدن به سلامتی وجود دارد که در ادامه به آن می‌پردازیم

  • بهبود سلامت جسمانی

خواب کافی و تامین ویتامین‌های بدن مخصوصا ویتامین c در ایام پس از ترک بسیار مهم هستند. مصرف سبزیجات، کاهش وزن، چند بار ورزش در هفته، نوشیدن آب به میزان لازم و کاهش میزان مصرف قند در سلامت جسمانی و روانی و رسیدن به حس مطلوب و اعتماد به نفس کمک بزرگی می‌کند.

  • تنظیم سطح دوپامین در مغز

یکی از راه های موثر برای تنظیم سطح دوپامین مغز بدون استفاده از مخدرها، انجام کاری است که فرد به آن علاقه دارد. مثلا گوش دادن به موسیقی می تواند یکی از راه‌های افزایش سطح دوپامین باشد.

  • تنظیم سطح سروتونین

سروتونین یکی از مشتقات اسید آمینه ال تریپتوفان است که کمک زیادی به سلامت ذهن می‌کند و در درمان افسردگی موثر است و ترشح آن به "احساس خوب " زبانزد است.  بدن ما از طریق تریپتوفان، سروتونین می‌سازد که در حقیقت یک مکمل طبیعی برای بهبود حالت روحی-روانی است و برای ترمیم اعصابی که  به وسیله اعتیاد آسیب‌ دیده‌اند کاربرد دارد.

استفاده از مواد غذایی مانند تخم‌ مرغ، محصولات لبنی، گوشت قرمز، تخمه‌ی آفتابگردان، کاکائو، شکلات سیاه و غلات کامل می تواند تریپتوفان بدن را تامین کند.

  • تغییر دیدگاه و نگرش

کسانی که دچار افسردگی می شوند به همه چیز نگاه ناامیدانه دارند و خود را مقصر اتفاقات بدی که در زندگی شان پیش آمده می دانند و تمام موفقیت ها و اتقافات مثبت را معلول شانس می دانند.

تغییر دیدگاه و کار کردن روینگرشاین افراد از بهترین راه های درمان افسردگی است و زمان زیادی می برد که این امر به یک متخصص و روانشناس نیاز دارد.

  • افزایش عزت نفس

افسردگی پس از ترک اعتیاد گاهی ناشی از احساس شرم و پشیمانی از اعتیاد می‌باشد. یکی از عوامل مهم در بهبود، یادگیری مقابله با این احساسات و تمرین عزت نفس است. تمرین افزایش اعتماد به نفساز ملزومات درمان افسردگی در این دوران است . چون اعتیاد فرد را از لحاظ ذهنی و روحی ضعیف می کند و باعث می شود فرد احساس ناتوانی را بیشتر از پیش در خود احساس کند.

  • داروهای ضد افسردگی بعد از ترک اعتیاد

استفاده از داروهای ضد افسردگی بعد از ترک اعتیاد باید با نظر پزشک انجام شود تا بتواند دوز مناسب را برای بیمار تعیین کند. ممکن است دارویی که پزشک برای یک بیمار تجویز می‌کند برای بیمار دیگر تاثیری نداشته باشد بنابراین به پزشک خود اعتماد کنید چرا که اوست که می‌تواند بهترین داروی ضد افسردگی برای ترک اعتیاد را با توجه به عملکرد بدن شما تجویز کند.

افسردگی به خودی خود از بین نمی‌رود. اگر نتوان با هیچ یک از راهکارهای فوق فرد را از افسردگی نجات داد استفاده از این داروها می‌تواند راه گشا باشد اما در نهایت تصمیم درباره‌ی انتخاب روش درمان به عهده خود بیمار است.

 

افسردگی بعد از اعتیاد چطور درمان می‌شود؟

همه چیز در ابتدا از نگرش ما شروع می‌شود و زمانی که افسردگی بعد از ترک اعتیاد رو به بهتر شدن می‌رود، در اصل شما بهتر به دنیا و موضوعات نگاه می‌کنید.  برای درمان بی حوصلگی و افسردگی بعد از ترک اعتیاد باید عزت نفس خود را بالا ببرید و به خودتان بیشتر اهمیت بدهید.

بعضی از روش‌های دیگر برای کمک به بهبود افسردگی استفاده می‌شود که عبارتند از :

  • رژیم غذایی مناسب : داشتن بدن سالم در سلامت روان تاثیرگذار است. برای حفظ سلامت مغز رژیم غذایی مناسب ضروری است به عنوان مثال مصرف مواد غذایی پروتئین دار، استفاده از سبزیجات و مرکبات در بهبود افسردگی تاثیرگذار است.
  • تغییر سبک زندگی : هر فرد با تغییر فعالیت های اجتماعی، ارتباطات بین خود و دیگران و نوع زندگی خود می تواند تاثیر زیادی در سبک زندگی اش بگذارد مثلا با تغییر دایره دوستان و یا پرداختن به فعالیت های هنری و ورزشی از جمله راه های کوچکی است که می‌تواند کمک زیادی به افسردگی پس از اعتیاد کند.
  • ورزش روزانه مناسب:  همانطور که گفتیم ورزش روزانه می تواند هورمون دوپامین را در مغز افزایش دهد و احساس خوبی در فرد ایجاد کند و همچنین برای سلامت ذهن و روان و حتی جسم تاثیرگذار است  و برای کسی که تازه از بند اعتیاد رها شده است از ضروریات به شمار می‌آید.
  • روان درمانی: از جمله درمان های اصلی برای افسردگی استفاده از روش رفتاری- شناحتی یا همان CBT است که می تواند به روند بهبود بیمار کمک کند.

در هر صورت مشاوران حرفه‌ای ترک اعتیاد برای کمک به شما در مقابله با نگرش‌های مخرب که ناشی از ترک اعتیاد هستند حاضر هستند. با وجود اینکه افسردگی پس از ترک اعتیاد اغلب ناشی از عدم تعادل مواد شیمیایی می‌باشد، در عین حال می‌تواند ریشه در نگرش‌ها و روش‌های مقابله با بیماری داشته باشد.

همه مشکلات ذکر شده بدون راه حل نیست اما باید بدانید که برای درمان آنها باید تحت یک برنامه درمانی مدون باشید. یک مرکز ترک اعتیاد معتبر می‌تواند به چنین افراد کمک کند تا حتی پس از ترک اعتیادشان به آن‌ها این برنامه را ارائه دهد و در تمام مراحل پشتیبان آن‌ها باشد.

 

مزایای برنامه‌های درمانی بعد از ترک اعتیاد

  • به افراد کمک می‌کنند که ماهیت اصلی و ذات اعتیاد را بشناسند.
  • به فرد معتاد آموزش می‌دهند و می‌فهمانند که درمان افسردگی و اعتیاد امکان پذیر است.
  • به فرد معتاد انگیزه می‌دهند تا تغییرات جدید و عمده ای در زندگی خود ایجاد کنند.
  • به آنها انگیزه برای ادامه زندگی و ایجاد تغییرات می‌دهند.
  • به او یاد می‌دهند که چطور افکار منفی خود را کنترل کند.

برای دریافت مشاوره در زمینه افسردگی بعد از ترک اعتیاد می‌توانید با مشاوران مرکز ترک اعتیاد فرمانیه با شماره 09106886964  تماس بگیرید.

 

مرکز ترک اعتیاد

برای مشاوره همین حالا با مرکز ترک اعتیاد فرمانیه تماس بگیرید:

تلفن: 02122290484 - 02122295499

همراه: 09106886964